!این صفحه فعلن در وضعیت آزمایشی قرار دارد

2017/04/10

نه به بمباران آمریکایی در سوریه!

رژیم فاشیستی ترامپ- پنس را به زیر بکشید!
روز پنجشنبه، ۶ آوریل، دولت ترامپ ۵۹ موشک کروز تاماهاک به سمت سوریه شلیک کرد. ترامپ ادعا می‌کند که هدف وی از شلیک این موشک‌ها «بچه‌های زیبایی» بوده‌اند که بنابر گزارشات توسط دولت اسد مورد حلمه‌ی شیمیایی قرار گرفته‌اند. اگرچه این حمله‌ی شیمیایی مطمئنا یک جنایت علیه انسانیت است، اما در مورد کودکان زیبایی که مورد هدف پهبادهای ترامپ قرار می‌گیرند چه باید گفت؟ در مورد کودکان زیبایی که در عراق به وسیله‌ی آمریکا قطعه‌قطعه می‌شوند چه باید گفت؟ در مورد کودکان ایرانی که ترامپ با این حمله‌ی موشکی قصد تهدید قلدرمابانه‌ی آنان را دارد چه باید گفت؟

در مورد کودکان زیبایی که زن به دنیا می‌آیند و در سراسر جهان زندگی‌شان به مخاطره افتاده - به خاطر قانون «Global Gag» ترامپ که در آن دسترسی به سقط جنین کمتر شده و زنان به عنوان تکه گوشت دیده می‌شوند - چه باید گفت؟ در مورد کودکان سیاهی که در آمریکا به دنیا می‌آیند، در آمریکایی که یک نفر از هر سه پسرِ سیاه پوست به زندان می‌افتد و ترامپ می‌خواهد که «نظم و قانون» را سبعانه مستحکم‌تر سازد، چه باید گفت؟ در مورد کودکان زیبایی که والدین‌شان به مکزیک و یا کشورهای دیگر دیپورت شده‌اند، چه باید گفت؟ و یا در مورد کودکان زیبای مسلمان؟

در مورد تمامی کودکان سرتاسر جهان که آینده‌شان به خاطر انکار تغییرات اقلیمی ترامپ-پنس و حمله آنان به علم در معرض خطر قرار گرفته است؟ حقیقت این است: ترامپ توجه‌ای به کودکان سوری ندارد. او یک قلدر فاشیست است که وعده‌ی آمریکای برتر در ترور و قدرتِ آتش روی مردم جهان، که شامل یک مسابقه‌ی تسلیحات هسته‌ای جدید نیز می‌شود، را داده است.

بمب‌های وی انسان دوستانه نیستند. بمب‌های او تنها وضع را برای مردم سوریه و مردم سراسر جهان بدتر خواهند کرد. به نام انسانیت، ما باید بگوییم:
نه! نه! نه! نه! نه به بمباران سوریه!
رژیم فاشیستی ترامپ-پنس را به زیر بکشید!

۷ آپریل ۲۰۱۷
کارزار: RefuseFascism
#NoFascistUSA
@RefuseFascism

ترجمه: کمیته جوانان بلژیک

2017/03/20

گزارش دو آکسیون اعتراضی به مناسبت «روز جهانی زن»


شنبه ۱۱ مارس - بروکسل

آکسیون اول: ساعت ۱۲
امسال نیز مثل هر سال ما فعالین سازمان زنان هشت مارس در بلژیک در چارچوب «پلتفرم زنان هشت مارس در بلژیک آکسیونی به مناسبت روز جهانی زن سازمان‌دهی کرده بودیم. اهمیت و تاکید این آکسیون و این پلتفرم برای سازمان‌دهندگان آن در این است که تلاش دارد نیروهایی را گرد آورد که مرزبندی سیاسی روشنی با هر دو نیروی واپس‌گرای پدر/مردسالار یعنی سرمایه‌داری امپریالیستی و بنیادگرایی مذهبی دارند. این پلتفرم امسال هم با شعار محوری «بدون مبارزه‌ی انقلابی زنان، امکان هیچ تغییری وجود ندارد!»* فراخوان داده بود.

پس از یک هفته‌ی مبارزاتی بالاخره روز شنبه قبل از ساعت دوازده ظهر خودمان را به محل آکسیون یعنی میدان مقابل ایستگاه مرکزی بروکسل رساندیم، در حالی که هوای آفتابی و آمادگی ما نوید یک حرکت مبارزاتی موفق را می‌داد، اما با رسیدن به محل با تعداد بیش از انتظار ماشین‌های پلیس مواجه شدیم. پلیس اعلام کرد با وجود این‌که بیش از یک ماه قبل درخواست این آکسیون را داده‌ایم، اجازه برگزاری آکسیون را نداریم. با پافشاری ما ابتدا با نیم ساعت و بعد هم با یک ساعت آکسیون موافقت کردند، در حالی که ما کتبا درخواست دو ساعت آکسیون کرده بودیم. به نظر می‌رسید حساسیت پلیس به حضور سازمان‌های زنان کُرد از ترکیه در بین سازمان‌دهندگان بود و این موضوع به انتخابات اخیر ترکیه و سیاست دولت بلژیک در قبال این نیروها مربوط می‌شد.

با کمک دوستان حاضر به سرعت شعارها، عکس‌ها و پلاکاردها و ... را آماده کردیم. بنرها با مضمون و زبان‌های مختلف فارسی، ترکی، انگلیسی، فرانسه و هلندی:
«هشت مارس روز جهانی زنانی که زنجیرها را پاره می‌کنند!»، «نه! به خشونت علیه زنان!»، «زنان جهان برای پایان دادن به خشونت علیه زنان متحد شویم!»، «زنان علیه دو واپس‌گرای مردسالار: سرمایه‌داری امپریالیسیتی و بنیادگرایی مذهبی!»، «سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران!»، «هر زنی صاحب بدن خودش است!»، «زنان ابژه‌؟ پورنوگرافی»، «زنان ابژه‌؟ حجاب»، «به کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان در ایران بپیوندید!»، «نه! به نام بشریت تن به یک آمریکای فاشیست نخواهیم داد!» و...

خوشبختانه از همان ابتدا توجه عابرین جلب شد. ما با لباس‌های یک دست‌مان که شعارهای مبارزاتی روی آن نوشته شده بود به استقبال آنان می‌رفتیم و آن‌ها عمدتا از گرفتن بیانیه‌ها استقبال می‌کردند. ما هم بیانیه‌های سازمان زنان هشت مارس در مورد روز زن و حمایت از مبارزات زنان و مردم در آمریکا و ... و فراخوان «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان» را به شکل گسترده و به زبان‌های مختلف پخش کردیم. بسیاری از زنان و مردان با دیدن ما تامل می‌کردند با دقت عکس‌ها را دنبال می‌کردند و در مورد شعارها و بنرها سوال می‌کردند. عده‌ای می‌پرسیدند چرا شما این‌جا هستید؟ عده‌ای کنجکاو بودند بدانند ربط مبارزات ما و قطار عکس‌های خشونت علیه زنان چیست؟ و ...
معمولا دو دسته از زنان واکنش‌هایی جالب توجه نشان می‌دانند. یک دسته زنانی میانسال بودند که با حساسیت عکس‌ها و شعارها را دنبال می‌کردند و شاید تجربه‌ی جنبش‌ زنان دهه‌ی ۷۰ را به یاد داشتند، گروه دیگر زنان جوان و پرانرژی بودند که با حرارت و شیطنت به بحث می‌پرداختند. مادر و دختری که آمریکای لاتینی به نظر می‌آمدند یک به یک عکس‌های زنجیره‌ی خشونت بر زنان را نگاه می‌کردند و دختر جوان تمام توضیحات عکس‌ها و شعارها را با حوصله برای مادرش ترجمه می‌کرد. زنی بلژیکی که می‌گفت من مادربزرگ سه دختر نوجوان هستم، بسیار هیجان زده شد و از تمام بیانیه‌های‌مان سه نسخه گرفت و گفت برای دوستم می‌خواهم که ژورنالیست است. زن دیگری با هیجان گفت که متأسفم عجله دارم و باید به محل کارم برسم اما کار شما فوق‌العاده است. زنی دیگری می‌پرسید تا چه ساعتی این‌جا هستید تا من بعد از کارم به شما بپیوندم. زنی با موهای خاکستری با نگرانی از ما می‌خواست که بنرها را روی زمین بچسبانیم تا شعارها به خوبی قابل خواندن باشد او می‌گفت این مبارزه بسیار مهم است و خودش از تمام شعارها و بنرها یک به یک عکس گرفت. زن مسن دیگری که با دقت بیانیه کارزار را خوانده بود می‌پرسید چه کاری از دست ما بر می‌آید؟! ما او را راهنمایی کردیم تا با ایمیل کارزار در تماس باشد برای مشارکت در فعالیت‌های آتی ما. زن دیگری می‌گفت من در تمام عمرم شاهد این اشکال خشونت نبوده‌ام اما با شما اعلام همبستگی می‌کنم.

در زمان آکسیون دو ماشین ارتش در کنار ایستگاه‌ ایستادند و سربازان با لباس ارتش از آن خارج شدند. پسربچه‌ای که همراه ما بود با هیجان یکی از عکس‌ها را نشان می‌داد و می‌گفت همین‌ها هستند؟! (عکسی که مربوط به خشونت نیروهای ارتش بر زنان در جنگ بود) مردی با عصبانیت پرسید چرا شما در بیانیه‌تان نوشته‌اید امروز همه‌ی «زنان» باید به خیابان بیایند!! وقتی گفتیم این بیانیه مربوط به روز جهانی زن است، باز هم شاکی شد: «۸ مارس که گذشته و چرا شما 11 مارس در خیابان هستید؟» (گویا زنان مجاز نیستند روز دیگری مبارزه کنند) و ... در پایان این سلسله سوال‌های حق به جانب کارت خود را به ما نشان داد و گفت من ارتشی هستم و حق دارم سوال کنم. ما هم گفتیم هر کسی که آکسیون ما را می‌بیند حق دارد سوال کند و تو حق ویژه‌ای نداری. او که از دیدن عکس خشونت پلیس و ارتش عصبانی بود گفت که این عکس‌ها اهمیتی برای من ندارد! ما هم گفتیم نظر تو هم اهمیتی برای ما ندارد! مرد بلژیکی دیگری گفت من خیلی تاریخ می‌خوانم و می‌دانم ایرانی‌ها با عرب‌ها متفاوتند اما شما چرا ضد دولت ایران هستید؟! پاسخ دادیم که به نظر ما این ادبیات نژادپرستانه است و خشونت و ستم بر زن مسأله‌ای برخاسته از ملیت افراد نیست. موضوع این است که ما با یک سیستم مردسالار طرف هستیم که در ایران و دیگر کشورهای اسلامی توجیه دینی از نوع اسلامی دارند. اما در لهستان و آمریکا هم بنیادگرایان مسیحی به پشتوانه‌ی مذهب به زنان حمله کرده‌‌اند و در بلژیک هم مردان فارغ از ملیت‌ و مذهب‌ و بی‌مذهبی‌شان به زنان خشونت می‌کنند و ... او گفت که این حرف‌ها برایش جدید است و از بحث‌های ما آموخته است. زن بسیار مسنی گفت که من با این‌که خشونت علیه زنان وجود دارد، موافقم اما به هر حال خدایی وجود دارد که ناظر ماست و او هم عیسی است و او باید ما را نجات دهد. ما هم گفتیم که به نظر ما هیچ خدایی از هیچ مذهبی منجی زنان نیست. این زنان هستند که باید این کار را در دست بگیرند و به پایان برسانند. بعد از یک بحث نسبتا طولانی در مورد وجود یا عدم وجود «آفریننده»، او با وجود عدم توافق تا انتهای آکسیون کنار ما ایستاد و به شعار دادن، رقصیدن و فعالیت‌های ما لبخند می‌زد. از آن‌جایی که ایستگاه قطار مرکز شهر محلی برای تجمع زنان و مردان بی‌خانمان هم هست، این‌بار هم شاهد توجه آنان به آکسیون‌مان بودیم. زنی الکلی مردی را با اصرار به سمت عکس‌ها می‌کشید و می‌گفت: «نگاه کن! آن‌ها هم می‌گویند زن ابژه است!!!» گویا بحثی در بین آن‌ها در گرفته بود و زن شعارها و عکس‌ها را سندی برای اثبات بحث‌ خود می‌دانست. هم‌زمان با تمام این بحث‌ها فراخوان این آکسیون به زبان فرانسه به شکل صوتی دایما با صدای بلند پخش می‌شد و موزیک‌های مبارزاتی هم به شور و نشاط جمع کمک می‌کرد هرچند ما با عجله‌ی تمام سعی داشتیم از این وقت کم برای تماس هرچه بیشتر با مردم استفاده کنیم.

آکسیون دوم: ساعت ۱۴
بعد از آکسیون اول جمعا خودمان را به مرکز شهر «پلاس دو لا مونه» رساندیم جایی که قرار بود زنان کُرد آکسیون داشته باشند و پلیس باز هم با وجود درخواست اجازه آکسیون با آن مخالفت می‌کرد. اما با پافشاری برگزار کنندگان این آکسیون هم هرچند کوتاه اما به خوبی برگزار شد. زنان و مردان که از شهرهای مختلف بلژیک به بروکسل آمده بودند با اجرای موسیقی و رقص کُردی جمعی زنان و دادن شعارهایی به زبان کُردی توجه عابرین را جلب می‌کردند و بسیاری از عابرین با تعجب به جمع نزدیک می‌شدند و بیانیه‌های‌مان را دریافت می‌کردند. در پایان در حالی که زنان کُرد از اعلام همبستگی ما و کمک برای اجرای این آکسیون تشکر می‌کردند از هم جدا شدیم تا خودمان را باز هم برای مبارزات آتی آماده کنیم.

فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران - افغانستان) - بلژیک
فعالین کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان در ایران
۱۳مارس ۲۰۱۷
* http://8mars.com/8MARS_FALYAT_BELJIK/browsf.php?c=1122&Id=42



2017/03/16

گزارش جلسه‌ی بحث و گفتگو به مناسبت «روز جهانی زن» «واقع‌بین باش! ناممکن‌ها را طلب کن! : نقش جنبش زنان از ایران تا آمریکا»


چهارشنبه ۸ مارس - بروکسل
در کنار تمام فعالیت‌ها و مبارزات روز جهانی زن ۸ مارس در صحبتی که با دیگر سازمان‌ها و فعالین داشتیم تصمیم گرفتیم تا یک جلسه‌ی بحث و گفتگو در همین روز ترتیب بدهیم. پیش‌تر به این نتیجه رسیده بودیم که باید علاوه بر تلاش برای بودن و ماندن در خیابان و تقویت جنبش در خیابان، به بحث در مورد جنبش زنان هم دامن بزنیم. زنان علاوه بر این‌که باید در مورد حقوق و مبارزات پیش‌روی خود صحبت و بحث و مبارزه کنند، باید در مورد استراتژی، افق و اهداف جنبش زنان، نقش جنبش زنان و چگونگی تقویت مبارزات زنان در کشورهای مختلف و ... هم بحث کنند و نظرات و تجربیات یکدیگر را بدانند و به کار ببندند و ... در پاسخ به این ضرورت با وجود تراکم برنامه‌های مختلف به کمک سازمان «کمک سرخ» (سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان انقلابی) و سازمان زنان سوسیالیست (زنان ترک و کرد) یک جلسه‌ی بحث و گفتگو سازماندهی کردیم.

عنوان برنامه این بود: «واقع‌بین باش! ناممکن‌ها را طلب کن!: نقش جنبش زنان از ایران تا آمریکا» و قرار بود ساعت ۱۹:۳۰ یکیدگر را در سالن «Sacco-Vanzetti» ببینیم و یک نفر از سازمان زنان هشت مارس و یک نفر از سازمان زنان سوسیالیست به بحث بپردازند و دیگران هم وارد بحث شوند. ما که تقریبا تمام روز هشتم مارس در مبارزات مختلف خیابانی، زیر باران بودیم، خودمان را به محل جلسه رسانیدیم و با استقبال جمع گرم و صمیمی دوستان مواجه شدیم. خوشبختانه برخی از زنانی که در آکسیون‌ زنان لهستانی و تظاهرات زنان دیده بودیم هم خودشان را به محل جلسه رساندند. حدود ۵۰ نفر زن و مرد از ملیت‌ها و گرایشات مختلف در این جلسه حضور داشتند و حضور زنان و مردان جوان اروپایی هم چشمگیر و مایه دلگرمی بود و نشان می‌داد همین روزنه‌ی کوچک برای تبادل نظرات و تحلیل‌ها‌ی‌مان با مبارزین و فعالین جامعه‌ی بلژیک هم نتیجه‌ی مثبت داده است.

جلسه با نمایش مستند کوتاه «زنان سال صفر» (خیزش زنان ایران در اسفند ۵۷ علیه حجاب اجباری)* آغاز شد. تصویر زنانی که مصمم و پرشور، ۳۸ سال پیش در چنین روزی برای مبارزه با حجاب اجباری و علیه قدرت‌گیری یک رژیم واپس‌گرای اسلامی به خیابان آمده بودند، حاضرین را متعجب کرده و به هیجان آورده بود و البته همگی از ندانستن تاریخ چنین مبارزه‌ای متأسف بودند.

بعد از نمایش فیلم بحث ما در مورد جمع‌بندی از جنبش نوین زنان در ایران و نقش و جای‌گاه امروزین جنبش زنان در ایران و جهان آغاز شد. سخنران ما با یک جمع‌بندی کوتاه از خیزش زنان سال ۵۷ که نشانه‌ی قدرت‌گیری یک رژیم به‌غایت ارتجاعی بود و عدم توجه جنبش انقلابی به این موضوع صحبت کرد و این‌که ندیدن اهمیت حمله به حقوق زنان باعث شد، جنبش زنان در ایران تنها بماند و فرصت تشخیص ماهیت رژیم جدید هم از دست رفت و ما در نهایت یک فرصت تاریخی را از دست دادیم که باعث شد زنان و جامعه‌ی ایران با یک عقبگرد تاریخی مواجه شوند... کوتاه در مورد نقش حجاب اجباری در قدرت‌گیری رژیم زن‌ستیز جمهوری اسلامی و کلیه‌ی نیروهای ارتجاعی اسلامی صحبت شد ... در ادامه به اهمیت مقاوت زنان در طی ۳۸ سال گذشته اشاره شد و این‌که زنان ایران هرگز تسلیم قوانین و چارچوب ارتجاعی جمهوری اسلامی نشده‌اند و جنبش زنان و مقاومت فردی و جمعی زنان یکی از مهم‌ترین نیروهای مقاومت در مقابل جمهوری اسلامی بوده است و ... اما همین پتانسیل انفجاری درون زنان باعث شده که جمهوری اسلامی همواره حملات جدیدی علیه زنان سازماندهی کند و خصوصا با رشد روابط نئولیبرالیستی در ایران و نیاز به ورود هرچه بیشتر زنان به عرصه‌ی کار و فعالیت بیرونی جمهوری اسلامی حمله‌ی همه‌جانبه‌ی دیگری را علیه زنان سازماندهی کرده که خود را به شکل رشد بی‌سابقه‌ی خشونت علیه زنان نشان می‌دهد... در سطح جهان هم با رشد پدیده‌ی خشونت علیه زنان مواجه هستیم و گسترش این جنگ علیه زنان در سطح جهان پایه‌ی مادیِ مبارزه‌ و همبستگی جهانی زنان است که مهمترین تجلی آن مبارزه‌ی متحد زنان در روز ۲۱ ژانویه علیه قدرت‌گیری رژیم فاشیستی ترامپ در آمریکاست. زنان این زنگ خطر را به خوبی احساس کردند و درست و به موقع به آن عکس‌العمل نشان دادند... این وظیفه‌ی جنبش زنان است که امروزه به شکل هم‌زمان با هر دو نیروی واپس‌گرای پدر/مردسالار یعنی سرمایه‌داری امپریالیستی و بنیادگرایی مذهبی مبارزه کند. نمود آن برای جنبش ما مبارزه‌ی هم‌زمان در صف جنبش ضد فاشیسم در آمریکا و سراسر جهان از یک طرف و تقویت صفوف «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان در ایران» یعنی مبارزه با بنیادگرایی اسلامی در ایران در جهت سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی ایران است... اگر زنان و سایر نیروهای انقلابی و دگرگونی‌طلب اهمیت این لحظه‌‌ی تاریخی و اهمیت این مبارزه‌‌ی هم‌زمان را درک نکنند و متوجه اهمیت مبارزه علیه حمله به حقوق زنان نشوند ممکن است ما یک بار دیگر در سطح جهانی با چنان عقب‌گردی مواجه شویم که به راحتی برای بشریت قابل جبران نیست.

این بحث مورد استقبال حاضرین قرار گرفت و در فرصت‌های کوتاه استراحت که مابین بحث‌ها پیش آمد می‌گفتند که نکات بسیار مهمی برای بحث و عمل آتی داشته است. زنی که در تظاهرات بعد از ظهر با ما همراه بود گفت که این بحث و بیانیه سازمان زنان هشت مارس (دو مبارزه، یک هدف: انقلاب) بسیار قدرت‌مند و مهم است ما باید در هسته‌های زنان این موضوع را به بحث بگذاریم و قرار ملاقات‌های بعدی تنظیم شد. زن دیگری می‌گفت ما هرگز چنین تصویری از زنان ایران و مبارزات‌شان نداشتیم و ... به خاطر کمبود وقت با سرعت وارد بحث دوم شدیم.

سخنران «سازمان زنان سوسیالیست» که از ترکیه برای دیدار به بلژیک آمده بود ما را در جریان وقایع جاری و جنبش حاضر قرار داد. او توضیح داد که در سال‌های اخیر دولت اردوغان چگونه گام به گام تلاش کرده تا زنان را خانه‌نشین کرد و محدود نماید. او تلاش دارد یک دولت دیکتاتوری یک نفره ایجاد کند و برای محدود کردن و سرکوب جامعه از سرکوب زنان استفاده می‌کند. او از تلاش‌ زنانی که در احزابی مثل «ه د پ» تلاش کرده‌اند که این روند را کند کنند گفت و این‌که بسیاری از آن‌ها زندانی شده و شکنجه‌هایی سختی را متحمل شده‌اند. از افزایش آمار خشونت بر زنان خصوصا قتل‌های ناموسی و تجاوز صحبت کرد. در مورد این گفت که دو سال پیش تجاوز یک پدر و پسر در سرویس مدرسه به یک دختر ۱۸ ساله باعث شد که تمام شهر برای برخورد با متجاوز به خیابان بیایند و تبدیل به یک جنبش شوند اما همین ترس در عین حال باعث شده تا بسیاری از زنان دختران خود را از تحصیل محروم کنند چون جرأت ندارند دیگر حتی آن‌ها را با سرویس به مدرسه یا دانشگاه بفرستند. او از قانون ارتجاعی که اردوغان به مجلس برد (قانون ازدواج متجاوز با دختران زیر سن) صحبت کرد و این‌که چطور مبارزات زنان این قانون و مجلس را به عقب راند. همچنین توضیح داد که در مقابل تلاش اردوغان برای تغییر قانون اساسی یک کمپین جدید به راه افتاده که زنان در آن نقش بزرگی دارند، کمپین «نه!» که هدف آن جلوگیری از رفراندم برای برقراری نظام ریاستی است و ... او اگرچه به بحث وظایف جنبش بین‌المللی زنان نپرداخت اما چون وارد بسیاری از وقایع اخیر در جنبش زنان در ترکیه شد بحث‌اش برای شنوندگان جذابیت داشت.

در بخش پرسش و پاسخ چون فرصت زیادی باقی نمانده بود فقط به چند سوال پرداخته شد. یک سوال این بود که «آیا اگر جنبش چپ و کمونیستی ایران به موضوع زنان توجه می‌کرد شکست نمی‌خورد؟ آیا این نیروها آماده‌ی کسب قدرت سیاسی بودند؟» جواب سخنران این بود که بحث امشب جمع‌بندی از شکست انقلاب ۱۹۷۹ ایران نبود، قطعا نیروهای چپ و کمونیست‌ها در ایران آماده‌ی کسب قدرت سیاسی نبودند اما موضوع این است که نسبت به ماهیت خمینی و ضدامپریالیست بودن او توهم داشتند، یکی از دلایل آن هم عدم درک صحیح در مورد امپریالیسم است که کماکان وجود دارد و بسیاری از نیروها چپ در سطح جهان جمهوری اسلامی ایران را ضدامپریالیست می‌دانند چون به اصطلاح ضد آمریکاست، اما جمهوری اسلامی هرگز از چارچوب روابط زیربنایی سرمایه داری خارج نشده است؛ و امپریالیسم هم یک قدرت خارجی نیست بلکه روابط تولیدی حاکم بر جهان است... سوال دیگر این بود که «مبارزه با دو پوسیده یعنی چه؟» توضیح این بود که هر دوی این نیروهای واپس‌گرا در حالی که مقابل هم هستند اما یکدیگر را تقویت کرده و مردم را بین خود پلاریزه می‌کنند در حالی که هیچ کدام آلترناتیو واقعی نیست و هر دو تلاش دارند جامعه به گذشته بازگرداند و راهی به سوی آینده ندارند. اما این مبارزه باید هم زمان و با مرزبندی کامل با هر دو نیرو باشد چون اگر این کار را نکنیم در مبارزه با یک نیرو دیگری را تقویت خواهیم کرد. اتفاقی که دایما در دنیای امروز تکرار می‌شود. سوال دیگر «وضعیت زنان در دوران سلطنت در ایران چگونه بود؟» پاسخ این‌که قطعا زنان برابر یا آزاد نبودند و زنان در یک جامعه‌ی مردسالار، نابرابر و مذهبی زندگی می‌کردند اما بخشا از حقوق قانونی بیشتری برخوردار بودند. تحت رژیم سلطنتی هم ایران همواره مذهبی، سنتی و به شدت مردسالار بود.

سخنران زنان سوسیالیست در پاسخ به اهمیت مبارزه با دو پوسیده‌ی ارتجاعی گفت که امروز زنان باید خودشان در صف مقدم مبارزه بایستند و نباید نقش‌های سنتی سابق را ادامه دهند. حضور زنان مبارز و انقلابی اهمیت بالایی دارد و مبارزه زنان در روژاوآ و مسلح شدن‌شان در مقابل داعش امروز آلترناتیوی برای زنان است.

در پاسخ به این بحث سخنران سازمان زنان هشت مارس گفت هدف جلسه امشب بررسی مبارزات زنان رژاوآ نیست اما ضمن همبستگی، نباید مبارزات زنان مسلح در روژاوآ را ایده‌آلیزه کرد. زنان در طول تاریخ بارها اسلحه به دست گرفته‌اند در جنگ جهانی، در مبارزات ضد فاشیسم در اسپانیا و ایتالیا، ویتنام، شوروی، چین و حتی امروزه در هند اما سوال این است برای چه؟ آیا این مبارزات متضمن رهایی زنان است یا این مبارزات هدف مشارکت در قدرت را دارد؟! وقتی می‌توانیم از روژاوآ به عنوان آلترناتیو صحبت کنیم که بگوییم آلترناتیو رژاوآ در مقابل سرمایه‌داری امپریالیستی چیست؟! و معنای آن برای رهایی زنان چیست؟! موضوع صرفا حضور زنان در کنار یا در شراکت با قدرت نیست.

در پایان در فرصت کوتاهی فعالین سازمان زنان هشت مارس «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان در ایران» را هم معرفی کردند و شرکت کنندگان را برای پیوستن و تقویت این کارزار و مبارزه‌ی انقلابی زنان برای سرنگونی جمهوری اسلامی دعوت کردند. با تأکید بر این‌که برنامه‌ی عملی این کارزار برگزاری ۴۰ مبارزه تا رسیدن به چهلمین سالروز مبارزات زنان در ۸ مارس ۵۷ است که در این فیلم دیدید.

حاضرین و برگزار کنندگان با ابراز رضایت از بحث پرباری که پیش رفت جلسه را ترک کردند و همگی خواستار بحث عمیق‌تر در این رابطه بودند. ما هم در حالی که یک روز سراسر مبارزاتی را پشت سر گذاشتیم با انرژی که به دست آورده بودیم راهی شدیم تا از ۹ مارس خودمان را برای مبارزه‌ای دیگر آماده کنیم چون برای ما زنان هر روز، روز مبارزه علیه فرودستی زنان است.

فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران - افغانستان) - بلژیک
فعالین کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان در ایران
۹ مارس ۲۰۱۷

گزارش تظاهرات به مناسبت «روز جهانی زن»


چهارشنبه ۸ مارس - بروکسل
این تظاهرات روز چهارشنبه بعد از ظهر و با ابتکار عمل زنان «Non Mixte» سازمان‌دهی شده بود تا زنان در روز ۸ مارس به خیابان بیایند. در فراخوان این گروه آمده بود که هدف تقویت مبارزه‌ی زنان برای برابری جنسیتی و علیه فرودستی زنان است. برگزار کننده‌گان تأکید داشتند که در این روز زنان (و همچنین ترنس‌جندرها) باید برای حقوق خودشان به خیابان بیایند و چون مبارزه حق آنان است نیازی به اجازه از هیچ نهادی ندارند. زنان باید خیابان‌ها را باز پس بگیرند. به همین دلیل هم در همان فراخوان اولیه اطلاع داده بودند که تظاهرات بدون اجازه‌ی پلیس انجام خواهد گرفت، ولی می‌شد حدس زد که به خاطر اعلام همگانی این حرکت در فیس‌بوک و به مناسبت روز زن پلیس دخالتی نخواهد کرد. مسیر تظاهرات از «مون‌ دز آرت» به سمت «ایستگاه جنوبی بروکسل» همان مسیری بود که گروه فمینیستی «Reclaim the Night march» (شب را باز پس خواهیم گرفت!) در شب ۱۱ فوریه طی کرده بودند و با دخالت پلیس بیش از ۱۳۰ نفر از آن‌ها دستگیر شده بودند.

روز چهارشنبه ساعت ۱۶:۳۰ ما فعالین سازمان زنان هشت مارس هم خودمان را از آکسیون در حمایت از زنان لهستانی، به محل شروع تظاهرات رساندیم. به مدت حدود ۳۰ دقیقه زیر بارش باران منتظر ماندیم. زنان و دختران جوان با صورت‌های شاد و پرانرژی با هیجان با هم در حال گفتگو بودند، و فرصت خوبی برای آشنایی بیشتر و رد و بدل کردن بیانیه‌های‌مان بود. ما هم با سرعت فراخوان‌های مربوط به آکسیون بعدی و همچنین بیانیه‌های دعوت به «کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان در ایران» را بین آن‌ها پخش کردیم. همه با رویی گشاده استقبال می‌کردند. برخی از زنان هم کسانی بودند که با هم چند ساعت پیش در آکسیون بودیم و با خنده می‌گفتند که قبلا بیانیه‌ّهای‌مان را دریافت کرده‌اند. حضور مدیا نسبت به آکسیون چند ساعت قبل کمتر بود اما شرکت‌کنندگان بسیار جوان‌تر بودند.

برگزارکننده‌گان با خواندن اعلامیه‌ی تظاهرات و روشن کردن اهداف‌شان، برگه‌هایی را که شعارهای تظاهرات به زبان فرانسه روی آن نوشته شده بود، بین جمعیت پخش کردند و به همه خوش‌آمد گفتند.

ما هم با با بنر بزرگ «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان در ایران» و شعارهایی از قبیل «بدن من حق من است، نه دولت، نه مذهب و نه هیچ کس دیگری!» و «هر زنی مالک بدن خودش است!» و ... با جمعیت همراه شدیم.

جمعیت شعارهایی مثل «بدن من! انتخاب من! دهنت رو ببند!»، «نمی‌خواهد مرا آزاد کنی! من خودم می‌توانم!»، «بدن من! انتخاب من! آزادی من!»، «ما همگی ضد مردسالاری هستیم!»، «سرنگون باد دولت مردسالار!»، «بچه اگر بخواهم! هر زمان که خودم بخواهم! با هر که خودم بخواهم!»، «خیابان مال کیست؟ مال ما!» ... به راه افتاد. در مسیر حرکت از وسط خیابان‌های اصلی و از بین ماشین‌هایی که از این اختلال متعجب شده بودند، می‌گذشتیم. با وجود بارش باران همگی پرنشاط و پرانرژی بودیم و حتی یک دقیقه هم سکوت نمی‌کردیم. یکی از دوستان در مقابل یک مرکز «حمایت از خانواده» در مورد حق زنان در دسترسی مجانی به امکانات جلوگیری از بارداری و حق سقط جنین صحبت کرد.

ما کماکان از مسیر پرتردد و توریستی مرکز شهر عبور می‌کردیم؛ از مقابل توریست‌هایی که با تعجب سعی در ضبط تظاهرات داشتند. در محلی که شب ۱۱ فوریه دوستان فمینیست‌مان دستگیر شده بودند ایستادیم و دوستان موضوع را برای جمعیت که حالا به بیش از ۳۰۰ نفر رسیده بود توضیح دادند و همه با حرارت شعارهای ضد خشونت پلیس سر دادند: «پلیس همه جا! عدالت هیچ جا!»، «پلیس فدرال! پلیس مردسالار!»

دختران آنارشیست در مسیر چند بار منورهای رنگی و دود زا روشن کردند. چند خبرنگار سعی داشتند از آن‌ها فیلم بگیرند که مسئولین امنیت تظاهرات به آن‌ها اجازه ندادند. هرچند خبری از پلیس نبود اما سازمان‌دهنده‌گان جسورمان با نظم جمعیت را از مسیر خیابان‌های اصلی عبور می‌دادند. برخی از ماشین‌ها متوقف می‌شدند. برخی با بوق اعلام همبستگی می‌کردند و بعضی فیلم می‌گرفتند. با وجود بارش باران خیلی از مردم پنجره‌ها را باز کرده بودند و با تعجب و خوشحالی به ما دست تکان می‌دادند. ما هم بی وقفه شعار می‌دادیم. هربار جمعیت کمی ساکت می‌شد کسی از میان جمعیت فریاد می‌زند و همه همراهی می‌کردند. انرژی جمع پایانی نداشت. برخی از شعارها که جنبه‌ی به سخره گرفتن قدرت مردسالارانه را داشت هم باعث همبستگی بیشتر بود و هم خنده و شوخی. «بدن من! انتخاب من! دهنت رو ببند!» شعار محبوب جمع بود اما هنگامی که وارد خیابان «استالینگراد» شدیم که امروزه محله‌ی قهوه‌خانه‌های «مردانه‌‌ی خارجی‌ها» است، چند مرد با عصبانیت شروع به فریاد زدن و مسخره کردن جمعیت کردند. زنی محجبه و عرب ‌زبان از بین تظاهرکنندگان سعی داشت با دو نفر از آن‌ها بحث کند. زن‌های دیگر با خرید روزانه و بچه‌ به بغل متعجب به ما نگاه می‌کردند و زنان با فریاد و شادمانه آن‌ها را تشویق می‌کردند که به ما بپیوندند.

در انتهای مسیر در کنار ایستگاه جنوبی شهر بروکسل کنار میدان «رزا لوکزامبورگ» همگی حلقه زدیم تا حرف‌های یکدیگر را بشنویم. سازمان‌دهنده‌گان تریبون را در اختیار هر داوطلب یا سخنگوی گروه‌ها قرار می‌دادند. زنی آمد و گفت روز هشت مارس ما گل، جشن و هدیه و ... نمی‌خواهیم، هشت مارس روز به خیابان آمدن است. او از آمار بالای خشونت علیه زنان، ازدواج اجباری، ازدواج زیر سن و ... صحبت کرد. او در حالی که بغض اجازه نمی‌ٔداد به راحتی سخن بگوید گفت خواهران وقت تنگ است و باید صفوف انقلاب را تقویت کنیم. زن دیگری گفت ما این‌جا ایستادیم که از پایان روز هشتم مارس جمع‌بندی کنیم چون از فردا باید دوباره شروع به سازمان‌دهی کنیم. مبارزه‌ی ما فقط به یک روز خلاصه نمی‌شود ما هر روز مبارزه خواهیم کرد. زن جوانی از گروه زنان فمینیسم سیاه گفت که مبارزه ما با مردسالاری و راسیسم در کنار هم ادامه دارد. این گروه که صورت خود را به سنت زنان آفریقایی به شکل زیبایی رنگ‌آمیزی کرده بودند، از ضرورت همبستگی جنبش زنان صحبت کردند. یکی از فعالین سازمان زنان هشت مارس هم گفت: «اول باید تولد جنبش نوین زنان را جشن بگیریم و حضور زنانی که روز ۲۱ ژانویه امسال خیابان‌های سراسر جهان را تسخیر کردند. همچنین در کنار جنبش جهانی زنان ما این‌جا هستیم تا بگوییم زنان در کشورهایی مثل ایران نه تنها با سرمایه‌داری امپریالیستی مبارزه می‌کنند بلکه هم‌زمان باید با بنیادگرایان مذهبی رودررو مبارزه کنند. ما از کشورهایی می‌آییم که خشونت علیه زنان قانونی است: حجاب اجباری، ازدواج اجباری و قتل ناموسی ... قانونی است و ما به عنوان زنان ایرانی شما را به کمپین مبارزه با خشونت علیه زنان دعوت می‌کنیم. به ما بپیوندید! نه تنها با ما اعلام همبستگی کنید بلکه به انقلاب بپیوندید! با هم قدرتمند خواهیم شد.» در پایان با خواندن چند ترانه فمینیستی از هم جدا شدیم هرچند باران همه را خیس کرده بود اما ذره‌ای از تحرک و نشاط جمع کم نکرده بود و همه در هوای نسبتا سرد ایستاده بودند و به قول یکی از دوستان «دل‌مان نمی‌آمد از هم جدا شویم!».

ما زنان را با برنامه‌ی بحث و گفتگویی که یک ساعت دیگر در سالن داشتیم و آکسیون روز شنبه دعوت کردیم و با عجله به سمت محل جلسه حرکت کردیم.

فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران - افغانستان) - بلژیک
فعالین کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان در ایران
۹ مارس ۲۰۱۷

گزارش آکسیون اعتراضی به مناسبت «روز جهانی زن»


چهارشنبه ۸ مارس - بروکسل
اولین حرکت مبارزراتی روز زن، آکسیون اعتراضی زنان لهستانی مقیم بروکسل، با مرکزیت «حق سقط جنین» بود. آن‌ها در فراخوان اولیه‌ی خودشان اعلام کرده بودند که در حال سازمان‌دهی مبارزه در مقابل دولت لهستان هستند که می‌خواهد قانون سقط جنین را به پیش از سال‌های ۱۹۹۳ بازگرداند. همچنین آن‌ها به تلاش زنان بلژیکی برای خارج کردن «سقط جنین» از حیطه‌ی جرایم در قانون اشاره داشتند.* آن‌‌ها تأکید داشتند که زنان باید بتوانند در سراسر جهان بر بدن خود کنترل داشته باشند و حق انتخاب بارداری یا جلوگیری از بارداری با زن است. زنان لهستانی ساکن بلژیک هم اعلام کرده بودند که به اعتصاب جهانی زنان می‌پیوندند و این آکسیون را در همبستگی با زنان جهان سازماندهی می‌کنند.

 این آکسیون از ساعت دوازده تا یک و نیم بعد از ظهر در مقابل پارلمان اروپا (میدان شومان) با شرکت بیش از صد نفر برگزار شد. با وجود بارش باران زنان از ملیت‌های مختلف یکی یکی به محل تجمع می‌رسیدند. زنان و بخشا مردان لهستانی، بلژیکی، فعالین سندیکایی، معدودی از فعالین احزاب و زنان آمریکایی (Pussy Hat)، زنان کرد و ترک، فعالین سازمان‌های زنان در بلژیک و ... زنان لهستانی با شور و شعف به همه خوش‌آمد می‌گفتند و از شنیدن این‌که ما فعالین سازمان زنانی ایرانی – افغانستانی هستیم بسیار متعجب و خوشحال شدند.

متاسفانه سیستم صوتی برگزار کنندگان دچار مشکل شده بود و این پیشبرد کار را در آن هوای نامطلوب مشکل‌تر می‌کرد، ولی همه‌ی شرکت کنندگان برای پوشش دادن این مشکل با انرژی، جمعی و با صدای بلندتر شعارها را تکرار می‌کردند. در میان شرکت کنندگان پسران جوان و زنان سالمند و کودکانی هم حضور داشتند که هم ببیننده‌گان را جلب می‌کردند و هم اهمیت این حرکت را نشان می‌داد. شعار «بدن من، حق من، آزادی من!» شعاری بود که به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، ترکی و لهستانی تکرار می‌شد و ما سعی می‌کردیم با هر زبانی که شده این حق مشترک را فریاد بزنیم. همچنین شعار «همبستگی با زنان جهان!» هم بی وقفه تکرار می‌شد؛ اما بدون اغراق بخش رادیکال و پررنگ شعارها مربوط به گروه ما بود. ما در حالی که بنر «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان در ایران» را همراه داشتیم. شعارهایی در مورد حق کنترل زن بر بدنش را نیز به همراه داشتیم و بیانیه‌های‌مان در مورد کارزار، مبارزه با جنبش واپس‌گرای «گرولایفز» و دعوت به آکسیون روز شنبه را هم به زبان‌های فرانسه، انگلیسی و ندرلندز بین جمعیت پخش می‌کردیم. اکثر شرکت کنندگان شعارهایی در حمایت از حق سقط جنین و حق کنترل زن بر بدن‌اش به همراه داشتتند. شعارهایی علیه ترامپ و همچنین عکس‌هایی در مخالفت جدی با نماینده‌ی فاشیست لهستان در پارلمان اروپا.**
 
با وجود بارش باران تمام زنان و مردانی که در این آکسیون شرکت داشتند از ابتدا تا انتها با شور و حرارت در مقابل نگاه کنجکاو و پرسش‌گر عابرین و وسایل نقلیه‌ای که حتی در حال حرکت لحظه‌ای توقف می‌کردند، شعارهای رادیکال و پلاکاردها را به نمایش گذاشتند. زنان لهستانی در پیام‌شان از حضور همه و مشخصا زنان ایرانی تشکر کردند و حتی به شکل فردی هم بارها گفتند که این بسیار دلگرم کننده بود که شما زنان ایرانی برای همبستگی با ما این‌جا هستید. به دلیل محل برگزاری آکسیون و حساسیت موضوع «حق سقط جنین در اروپا» نمایندگان مدیا از کشورها و شبکه‌های مختلف حضور پررنگی داشتند و این آکسیون را به عنوان آکسیون روز زن پوشش دادند (درحالی که همان روز تظاهرات دیگری هم در بروکسل برگزار می‌شد). در پایان تماس‌ها را رد و بدل کردیم و برای رسیدن به تظاهرات بعدی از جمع جدا شدیم تا به مبارزه‌ی دیگری بپیوندیم.
* در بلژیک با وجود مبارزات فراوان، کماکان «سقط جنین» به عنوان حق پذیرفته نشده است، بلکه در قانونِ مجازات از عمل سقط جنین جرم‌زدایی شده است.

** Janusz Korwin-Mikke نماینده‌ی فاشیست لهستانی در پارلمان اروپا که اول مارس امسال این سخنان منجزکننده را گفت: «این کلیشه که زنان با مردان برابر هستند باید نابود شود... چون زنان از مردان ضعف‌تر، کوچک‌تر و کم‌هوش‌تر هستند.» او همان کسی است که در سال ۲۰۱۵ در پارلمان اروپا «سلام نازی» داد.
فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران - افغانستان) - بلژیک
فعالین کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان در ایران
۹ مارس ۲۰۱۷