!این صفحه فعلن در وضعیت آزمایشی قرار دارد

2016/08/09

المپیک ۲۰۱۶ - برزیل

درگیری معترضان با پلیس در زمان حمل مشعل المپیک
پلیس با گلوله های پلاستیکی و گاز اشک آور، ماشینهای آبپاش و ... به معترضان حمله می کند.

تخریب محلات فقرا برای المپیک
http://www.latimes.com/world/mexico-americas/la-fg-olympic-land-grab-snap-story.html
 In Rio, poor families are pushed out of their neighborhoods to make way for the Olympics
 در ریودوژانیرو، در پروژه های ساخت جاده برای المپیک،‌ خانواده های فقیر به اجبار از محلات شان کوچانده شدند.



2016/08/06

انتشار نامه خروج کمیته جوانان بلژیک از نشست «احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونیست»


این نامه در دسامبر ۲۰۱۵ (اوایل دی ماه ۱۳۹۴) برای تمام نیروهای نشست «احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونیست» ارسال شده بود. بعد از چندین ماه از ارسال آن، تصمیم به انتشار بیرونی آن گرفتیم.


با درودهای رفیقانه به رفقای «احزاب، سازمان‌ها و نهادهای چپ و کمونیست»

رفقا به وسیله‌ی این نامه، خروج «کمیته‌ی جوانان بلژیک» از جمع نیروهای «نشستِ احزاب، سازمان‌ها و نهادهای چپ و کمونیست» را اعلام می‌داریم. امیدوار هستیم که از این پس فعالیت‌های نشست وارد یک روند تکاملی شده و بیش از پیش در فضای سیاسی جامعه، ایفای نقش نماید. تصمیم به خروج از نشست، به دنبال جمعبندی رفقای ما از موقعیت مشخص کمیته‌ی خود و روند کار نشست در طول یک دوره‌ی تاریخی معین حاصل شده است و به دلایل مختلف، همکاری با نشست را متوقف کرده ولی قطعا در عرصه‌های دیگر مبارزه‌ی طبقاتی به همکاری و همراهی ادامه خواهیم داد.

برای جمعِ ما،‌ حضور در این نشست و تلاش برای تأثیرگذاری بر برخی روندها و پروسه‌های آن درس‌های مهمی در بر داشت. توانستیم از نزدیک با دیدگاه‌های احزاب و سازمان‌های مختلف آشنا شده و با ایشان جدلِ سیاسی کنیم، نقش‌گیریِ‌ طبقاتی نیروهای مختلف در قبالِ‌ مسائل جاری در جنبش و مسائل کلان بین‌المللی را مشاهده کردیم و فرصت جدل فکری با نیروهای مختلف را نیز یافتیم، درک نیروها و خطوط سیاسیِ‌ مختلف در رابطه‌ با مساله‌ی آلترناتیوِ سوسیالیستی - کمونیستی را روشن‌تر فهمیدیم و استدلالاتِ ایشان را شنیدیم، متدولوژی نیروهای سیاسیِ‌ مختلف در پیش‌بُردِ خط سیاسی ـ ایدئولوژیک‌شان را در عمل تجربه کردیم و در نهایت با افقی که هرکدام از نیروهای فعال و غیرفعال در نشست مطرح کردند روبه‌رو شدیم. تمام این موارد حاوی درس‌های فراوانی برای ما بود.

ما با نام «کمیته‌ی جوانان بلژیک» در این نشست حضور داشتیم و سعی خود را کردیم که در حد توان‌مان حضوری فعال داشته باشیم. مسائلی که از ابتدا به‌صورتِ نوشتاری و در جلسات پالتاکی و در نشست‌های حضوری بر آن‌ها تاکید داشتیم،‌ ضمنِ تقویتِ‌ اتحاد، در جهت ارتقای کل مجموعه و مادی کردنِ‌ ایده‌ی انقلاب کردن بود. از ابتدا با چند نوشته‌ی کوتاه، بحث‌هایی در نشست‌های حضوری و پالتاکی بر این‌ ضرورت‌ها تاکید کردیم که: نشست باید «راه»ِ خود را ترسیم نماید،‌ هدفِ اتحاد خود را به‌روشنی طرح و آن ‌را به جامعه معرفی کند،‌ در تعیینِ جهت‌گیریِ خود از کم و زیاد شدنِ‌ نیروهای نشست -پولاریزاسیون- هراسی نداشته باشد، به ورای گذشته و با چشم دوختن به آینده گام بردارد و ... . هدف ما نقش گرفتن در پروسه و تقویتِ‌ روندی بود که به ایجاد یا تقویت یک «اتحادِ روشنِ انقلابی» در فضای فکری - سیاسی جامعه همت گمارد.
کمیته‌ی ما که خاستگاهش جنبش دانشجویی دهه‌ی هشتاد بود با وجود این‌که یک تشکل توده‌ای انقلابی است، اما نه تنها به مبارزه‌ی متشکل باور داشته و دارد، بلکه معتقدیم حزب کمونیست پیش‌رو حلقه‌ی کلیدی انقلاب کمونیستی است که نمی‌تواند بدون جبهه متحد، توده‌ها و ارتش خلق این مهم را به انجام برساند، ما به این خط باور و تاکید چند باره داریم. در دورانی که به زیر سوال بردنِ مبارزات انقلابی و آرمان‌های نسلِ ۵۷ و برائت از تحزب امتیاز سیاسی محسوب می‌شود؛ و اعلام برائت از بزرگترین دست‌آوردهای فکری و عملی طبقه‌ی جهانی‌مان زیر پوشش نقد (بورژوایی) گذشته، سکه‌ی رایج است، در دورانی که گرایشاتِ رویزیونیستی و اپورتونیستی‌ در میانِ چپ‌ها و چپِ «نو» در جنبش جوانان پس از «انقلاب» در ایران رسوخ کرده، در دورانی که منفرد بودن درواقع سلب مسئولیت از رهبری کردن و ساخت جنبشی انقلابی رو به آینده است، نه تنها باید از دستاوردهای‌مان طبقه‌ی جهانی‌مان دفاع کنیم بلکه باید مسئولیت ساخت جنبش کمونیستی را با نقد بی‌رحمانه‌ی اشتباهات‌ تاریخی و طبقاتی‌مان به دوش بگیریم.

به نظر ما روندی که تا کنون «نشست احزاب، سازمان ها و نهادهای چپ و کمونیست» در فضای سیاسی متلاطم و آشفته‌ی کنونی طی کرده و می‌کند، روندی پویا و رو به اعتلا نیست. جمع‌بندیِ ما این است که «نشست احزاب، سازمان‌ها و نهادهای کمونیست» با وجود تلاش‌های صمیمانه‌ی اکثریت رفقا، به دلیل در پیش نگرفتن یک خط اتحاد روشن و انقلابی و جسورانه، تبدیل به یک بارِ‌ سنگین و یک نام بی‌ادعا شده است. باری که باید به منزل برسد، روی زمین مانده و نامی که باید معرفی گردد، از محتوای خود گریزان است. همت جمعیِ نشست برای تقویت یک اتحاد روشنِ انقلابی در سپهرِ سیاسی ایران عقیم مانده و برخلاف تمایل‌مان باید اعتراف کنیم که محکوم به شکست است. شکست نه به معنی از هم پاشیدگی این جمع یا بر هم خوردنِ این اتحاد، بلکه به معنای عدم تغییرِ و تحرک کافی و حداقلی برای روشنایی بخشیدن به این اتحاد و عدمِ پاسخ‌گویی به ضرورت‌های پیشِ‌رویِ‌ یک اتحاد انقلابی روشن.

از نظر ما همان‌طور که مساله‌ی انقلاب کردن و برپایی یک آلترناتیو صریح و روشنِ کمونیستی در فضای فکری – سیاسیِ و عملی‌ جامعه ضرورتی حیاتی است، و از هر پُرزِ جامعه بیرون می‌زند، باید بی‌واهمه موضوع جدل مرکزی این نشست هم باشد تا بر اساس دوری‌ها و نزدیکی‌های خطی و سیاسی بتوان اتحادی روشن‌تر و کارآمد‌تر پی‌ریزی کرد؛ ضرورتی که بارها و بارها در این جمع سربلند کرده و متاسفانه اهرمِ‌ ردِ آن کماکان قوی‌تر است. متاسفانه وزنه‌ی اصلیِ خط اتحادِ نشست به سمت انفعال فکری و لاجرم عملی (که معنای طبقاتی دارند) سنگینی می‌کند و عمدتا یا در پی اعلام مواضع کلی و عام است؛ و یا در پی پاسخ‌ به نیازهای روز‌مره‌ی و بسیار جزیی جنبش؛ و با محافظه‌کاری از دست بردن به سوال‌های اساسی تحت پوشش حفظ اتحاد گریزان است که تعبیرِ درست‌تر آن حفظ وضعیتِ موجود صرفا برای بقاست. اما همان‌طور که پیش‌تر و بارها اعلام کردیم، مانند هر کمونیستِ مبارزی، ما خواهانِ یک اتحادِ‌ سیاسی با هدفی روشن در جهتِ سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی بوده و هستیم؛ و در هر مساله‌ی سیاسی روز سعی کردیم که توجهات را به چارچوبه‌های کلان‌تر (استراتژیک‌تر) که اتفاقا موضوعات خاص را هم پوشش می‌داد، جلب کنیم؛ اما موفق نبودیم و بدتر آن‌که روندِ‌ ساده برخورد کردن به مسائل پیچیده، روندِ غالب بود. روندی که باید برای نیروهای مخالف آن هشدار دهنده باشد.

مساله‌ی مهم دیگر که البته اپیدمیِ سیاسی (عمدتا اپوزسیون در تبعید) است و لزوما مشکل نشست نیست،‌ محدود شدن برون‌داد این جمع به دادن بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های مکرر و صرفا اعلام مواضع است. کاملا واضح است که در بمباران فکری و سیاسی رسانه‌های عمدتا بوژوایی و فضای رسانه‌ای داخلِ کشور و جامعه‌ی هدفی که ما برای آن فعالیت می‌کنیم،‌ توجه خاصی به چنین بیانیه‌هایی نمی‌شود و عمدتا به شکلِ عادتی که مُهر موضع‌گیری‌های نیروهای در تبعید را بر خود دارد، صادر می‌شود.

از نظر ما نشست احزاب و سازمان ها و نهادهای چپ و کمونیست تا کنون نتوانسته هدف خود را به روشنی بیان کند. نارضایتی از این ضعف هم در درون نشست و هم در رابطه با مخاطبان بیرونی کاملا مشهود است. عدم شفافیت در بیان هدف، منجر به ناروشنی و التقاط در ترسیم راه و نقشه فعالیت‌های نشست شده است. کما این‌که تا امروز بعد از گذشت چند سال، هنوز نه مرزبندی با جمهوری اسلامی کاملا روشن شده و نه امکان بحث بر سر دینامیک های این نظام به وجود آمده و نه بر سر «چه انقلابی؟» یا «چه آلترناتیوی؟» بحث جدی شده است. از این زاویه تصمیم را بر این دیدیم که اگر نمی‌توانیم در این اتحاد نقش بیشتری بگیریم؛ و بر روند جاری بر نشست تأثیر به سزایی بگذاریم، به جای این‌که در نهایت تبدیل به نیرویی منفعل یا صرفا معترض شویم، انرژی خودمان را بر اهداف دیگری متمرکز کنیم که بتواند در نهایت به انقلاب و جنبش کمونیستی در سطح دیگری خدمت کند.

کلام را کوتاه کرده و برای رفقای نشست بهترین آرزوها را داریم. با آرزوی این‌که چه در این مجموعه و چه در جبهه‌های دیگر و در مقابل دشمن، بتوانیم به ایجاد یک اتحادِ انقلابی روشن و قابل اتکا در فضای سیاسی ایران یاری رسانیم؛ اتحادی که امکان به حرکت درآوردنِ توده‌های وسیع را برای تغییر وضع موجود داشته باشد. با این نامه و با دروهای سرخ، دست تک تکِ رفقا را فشرده و از نشست خارج می‌شویم.

هم‌رزمیم!
کمیته‌ی جوانان بلژیک
دسامبر ۲۰۱۵

2016/06/21

گزارش تظاهرات اعتراض به عدم آزادی «جرج ابراهیم عبدالله»

روز شنبه ۱۹ جون ۲۰۱۶ یک تظاهرات انترناسیونالیستی در اعتراض به عدم آزادی «جرج ابراهیم عبدالله» در شهر پاریس برگزار شد. این تظاهرات توسط «کمیته حمایت از جان جرج عبدالله» و در پیِ وخامتِ سلامتی وی در زندان فراخوانده شد و به سرعت از طرف نیروهای انقلابی کشورهای مختلف پاسخ داده شد. روز یکشنبه ۱۹ ژوئن از ساعت ۱۴ و از میدان «د لا فِت» پاریس، جمعیتِ ۴۰۰ نفره‌ای به راه افتاد و در انتهای مسیر یعنی میدانِ «رپوبلیک» بیش از ۵۰۰ نفر در صف تظاهرات حضور داشتند. کمیته‌ی جوانان بلژیک، کمک سرخ و آنتی‌فا از بلژیک نیز به این برنامه‌ی اعتراضی پیوسته بودند که با یک هفته تدارک مناسب، صف متشکل و رزمنده‌ای در تظاهرات ایجاد کردند.

جرج ابراهیم عبدالله، کمونیست لبنانی، رهبر فراکسیونِ مسلح انقلابی لبنان (LARF)، به جرم مشارکت در قتل سر کنسول آمریکا در استراسبورگ، ترور یک دیپلمات اسرائیلی و ترور دستیار مشاور نظامی آمریکا در فرانسه در سال ۱۹۸۲ به حبس ابد محکوم شد. در سال ۲۰۱۳ و پس از گذشت حدود ۳۰ سال از دوران محکومیت‌اش، دادگاه عالی فرانسه حکم آزادی او به شرط دیپورت به لبنان را امضا کرد. در روزی که قرار بود مانوئل والس، وزیر امور داخلی فرانسه، برگه‌ی آزادی او را امضا کند، همزمان با سفر نمایندگان اسرائیل و آمریکا به فرانسه، وزیر از امضای این حکم خودداری نمود؛ و در عوض پروسه‌ای قضایی را علیه آزادی جرج آغاز کردند. یکی از دلایلی که والس علیه آزادی جرج عبدالله استفاده کرده است، حمایت او از درون زندان از گروه‌های «آکسیون دیرکت فرانسه» و زندانیان آن‌ها و مائوئیست‌های اسپانیایی(GRAPO) است.

تظاهرات ۱۹ جون، مانند اکثر تجماتی که برای آزادی وی برگزار می‌شود، عمدتا از نیروهای قدیمی و رادیکال عرب و فرانسوی تشکیل شده بود. امسال با تدارک بسیار خوبی که رفقای کمک سرخِ بلژیک دیده بودند، رفقایی از نیروهای کمونیست دوران مبارزاتِ مسلحانه‌ی اروپا در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ از سوئیس، آلمان، ایتالیا،بلژیک، تونس، مراکش و از شهرهای دورِ فرانسه مانند مارسی و بوردو ... نیز شرکت کرده بودند. زنان و مردانی که علی‌رغم پیری جسمی با شور و نشاط حضور داشتند. برخی از آنان زندانیان سیاسی بودند و اغلب پرچم‌های مبارزاتی سرخ را با افتخار تکان می‌دادند. جوانانی هم گرد آن‌ها جمع شده بودند و درس های مبارزاتی گذشته و امروز را رد و بدل می‌کردند.

وجود جوانان فلسطینی با پرچم و چفیه و عمدتا بدون حجاب هم از تمایزات خطی این تظاهرات بود. این جوانان با سر دادن سرودهای عربی برای آزادی فلسطین، یکی از آرمان‌های جرج عبدالله را گرامی می‌داشتند. دختران جوان عرب با فریادهای خشمگین خود به جمعیت انرژی می‌دادند.

حضور پلیس ضد شورش بسیار پررنگ بود و به دلیل شورش‌های اخیر در فرانسه فضا به شدت امنیتی بود. در مسیر تظاهرات، پلیس یکی از جوانان مائوئیست که نقاب به صورت داشت را بازداشت کرده و قصد دستگیری او را داشت. اما جمعیت بی‌وقفه فریاد می‌زد که «همه‌ی دنیا از پلیس متنفرند!»، «رفیق ما را آزاد کنید!». پلیس هم وحشت زده آن جوان را به گوشه‌ای برد ولی جمعیت هم به سرعت به دور پلیس حلقه زد و شعار دادن را ادامه داد. ناگهان از تمام خیابان‌های اطراف ماشین‌های ضد شورش و آب‌پاش به سمت ما آمدند که خیلی زود متوقف شدند. گویا پلیس ترجیح داد که جمعیت را بیش از این تحریک نکند. شاید چون رفقای شرکت کننده رزمنده بودند و صف تظاهرات هم از محله‌ای بسیار شلوغ و مردمی می‌گذشت. به هر حال بعد از آزادی رفیق جوان‌مان به حرکت ادامه دادیم.

روی ماشینی که سیستم صوتی تظاهرات را حمل می‌کرد، عکس‌هایی از رفیق جرج عبدالله، مبارزات مردم فلسطین، زندانیان و ... بود. یکی از رفقای کمیته‌ی جوانان بلژیک هم عکسی از رفیق تراب حق شناس را در کنار تصاویر مبارزان فلسطینی قرار داد که با استقبالِ رفقای عرب – فرانسوی برگزار کننده، روبرو شد. هدف این بود که یاد رفیق تراب را در آرمان آزادی خلق فلسطین گرامی بداریم. در عین حال برای نشان دادن رابطه‌ی بین زندان و سیستم سرمایه‌داری تراکت‌هایی از نشریه انقلاب (ارگان سیاسی حزب کمونیست انقلابی آمریکا) را نیز در بین جمعیت پخش کردیم.

در انتهای مسیر و در میدان رپوبلیک، رفقای کُرد سرودخوانان به استقبال ما آمدند و همگی توانستیم با سخنرانی‌های کوتاه از طرف نیروهای حاضر در تظاهرات، بر آزادی جرج عبدالله تأکید نماییم. رفیقی از کمیته‌ی ما هم در کنار رفقای ایتالیایی و اسپانیایی پیام کوتاهی در رابطه با انقلاب و آزادی زندانیان سیاسی ایراد کردند.

۲۰ ژوئن ۲۰۱۶
کمیته جوانان بلژیک 

2016/06/08

تجمع برای آزادی رفیق جرج ابراهیم عبدالله

کمیته آزادی رفیق جرج ابراهیم عبدالله در روز ۱۹ ژوئن و از ساعت ۱۴ در پاریس تجمعی را برگزار خواهد کرد تا به حبس غیرقانونی رفیق جرج ابراهیم عبدالله اعتراض نماید. رفقای چپ و کمونیست از کشورهای اطراف سازماندهی کرده و برای این تجمع اعتراضی به پاریس خواهند رفت.

آدرس محل تجمع:
Place des Fêtes pour aller à République où après des interventions brèves se déroulera un concert de soutien.

2016/05/26

تظاهرات علیه ریاضت کشی اقتصادی در بلژیک-بروکسل

روز سه شنبه ۲۴ ماه مه تظاهراتی بر علیه سیاست های دولت لیبرال بلژیک توسط سندیکاهای کارگری برگزار شد. این تظاهرات با حضور و شرکت تقریبا تمام احزاب و سازمان های چپ، کارگری، آنارشیست ها و فعالین سندیکایی برگزار شد و در پایان تظاهرات مانند همیشه درگیری حادی میان پلیس و عده ای از جوانان و کارگران رخ داد. پلیس از یکسو با ماشین آبپاش و گاز اشک آور سعی در پراکندن جمعیت داشت و کارگران و جوانان معترض و خشمگین نیز از سوی دیگر با پرتاب سنگ و بطری و ... به پلیس حمله می کردند و خواهان عقب رفتن نیروهای ویژه از دور و بر صف راهپیمایی بودند.

در یکی از صحنه های تعقیب و گریز، رئیس پلیس بروکسل بنام Pierre Vandersmissen در حالیکه به دنبال جوانان می دوید و با باتوم و اسپری به آنها حمله می کرد، توسط یکی از کارگران مورد حمله قرار گرفت و بیهوش بر روی زمین افتاد. روشن است که شدت حمله پلیس بعد از این ماجرا افزایش پیدا کرد.
یک روز بعد از تظاهرات سه شنبه، تمام شبکه های رادیو و تلویزیونی مشغول مظلوم نمایی از رئیس پلیس و فشاری است که بر دوش مامورین پلیس افتاده است! در حالیکه وضعیت شکننده اجتماعی و اقتصادی کشورهای اروپایی را در می نوردد و چاره ای برای آن وجود ندارد.