!این صفحه فعلن در وضعیت آزمایشی قرار دارد

2016/09/21

نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم!

دادخواهی واقعی درهم کوبیدن ماشین سرکوب و کشتار دولت جمهوری اسلامی است!
نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم!

آکسیون اعتراضی علیه قتل‌عام و اعدامِ زندانیان سیاسی و غیرسیاسی توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران به مناسبت بیست و هشتمین سال‌گردِ قتل‌عام هزارانِ زندانیِ سیاسی در دهه‌ی ۶۰ و سال ۶۷

ماشینِ سرکوب و کشتار جمهوری اسلامی از ابتدای استقرار این نظام تئوکراتیک تا کنون با شدت هر چه بیشتر عمل کرده و انسان‌های بسیاری را از دم تیغ گذرانده است. اگرچه دهه‌ی ۶۰ و به ویژه سال ۶۷ اوج دوره‌ی قتل‌عام‌های دسته جمعیِ زندانیان سیاسی کمونیست و انقلابی بود و نقش ویژه‌ای در شکستن انقلاب مردم و استقرار حکومت اسلامی داشت، اما جمهوری اسلامی در سرکوب و قتل‌عام فرودستانِ جامعه‌ی ایران به ویژه جوانان ناراضی لحظه‌ای درنگ نکرده است؛ و کماکان روندِ اعدام آن‌ها را به بهانه‌های مختلف و با اتهاماتی همچون حمل و نگهداری مواد مخدر، قصاص نفس، بدهکاری، بزهکاری و ... ادامه داده است. اگر در دهه‌ی ۶۰ قرار بود یک نسلِ انقلابی قتل‌عام شود تا نسلِ‌ جوان امروز از آرمان‌گرایانِ رزمنده‌ی آن دوره محروم شوند، امروزه رژیم کمر به اعدام‌های گسترده‌ای بسته تا دوباره از جامعه‌ي ناراضی زهرچشم بگیرد و نشان دهد که هنوز ابزار اعدام، حبس و شکنجه جز ستون پایه‌های این دولت است، به همین دلیل هم، هم‌زمان با تعامل دیپلماتیک جمهوری اسلامی با جامعه‌ی جهانی از جمله اتحادیه اروپا، شاهد افزایش چشمگیر روند اعدام در دولت عوام‌فریب روحانی هستیم تا با ثبت رکورد یک اعدام در هر هشت ساعت درهای این جهنمِ بزرگ را به روی جامعه‌ی جهانی باز کند. در شرایط فعلی و در حالی‌ که منطقه‌ی خاورمیانه در آتش جنگ‌های نیابتی و فرقه‌ای می‌سوزد و رژیم جمهوری اسلامی نیز یکی از بانیان و شرکای اصلی این جنگ‌ها و پدر معنوی دولت‌های بنیادگرای اسلامی در منطقه است، زنان، اقلیت‌های مذهبی، ملی، قومی و حتی اقلیت‌های جنسی و ... در ایران یک بار دیگر در معرض سرکوب و اعدام‌های گسترده قرار گرفته‌اند و روزی نیست که خبری از اعدام زندانیان سیاسی و غیرسیاسی به گوش نرسد.

از دیگر سو همان‌گونه که از دهه‌ی ۶۰ و تابستان خونین ۶۷ تا کنون، شاهد سکوت معنادار و تأیید ضمنی دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی امپریالیستی در سرکوب مخالفین در ایران بوده و هستیم، امروزه هم سلاخی مردم و جوانان در زندان‌های ایران با همان مماشاتِ پُرسود توسط شرکای بین‌المللی جمهوری اسلامی دنبال می شود. اما ما هرگز سکوت نخواهیم کرد و سازش‌کاری و مماشاتِ آن‌ها و جنایاتِ جمهوری اسلامی را افشا خواهیم نمود.

به همین مناسبت ما فعالین کمیته‌ی جوانان بلژیک و سازمان زنان هشت مارس (ایران-افغانستان) همه‌ی انسان‌های آزادی‌خواه، معترض و مبارز را فرا می‌خوانیم تا در کنار هم این سکوت جنایت‌کارانه را بشکنیم و صدای بی‌صدایان باشیم.

برنامه‌ آکسیون خیابانی:

زمان: روز شنبه اول ماه اکتبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵ تا ۱۷
مکان: مرکز شهر بروکسل Place de la Monnais (نزدیک‌ترین ایستگاه مترو De Brouckère)

به امید دیدار و حضور شما در این برنامه‌ی اعتراضی

2016/09/20

عدالت برای مورالی (رفیق آژیت)

"عدالت برای مورالی" یک کمپین جمعی و بین المللی است که برای تضمین دسترسی به مراقبت ها و درمان پزشکی مناسب و همچنین آزادی به قید کفایت مورالیدهاران (K. Muraleedharan) که با نام های مورالی کانامپلی (Murali Kannampilly) و یا رفیق آژیت (Ajith) نیز شناخته میشود، ایجاد شده است. مورالی در طول چهار دهه گذشته یک مبارز سیاسی، یک محقق برجسته در علم اقتصاد سیاسی و در مطالعات "نجس ها" (محرومترین بخش از جامعه هند که در زبان هندی دالیت نامیده میشوند) و همچنین نویسنده "کتاب زمین، کاست و بردگی" است که در آن برای اولین بار روابط زمینی-کشاورزی منطقه کرالا (Kerala) بررسی شده است، میباشد. مورالی نزدیک به ۱۵ ماه است که بصورت نیمه جان و به عنوان یک زندانی تحتِ محاکمه در زندان مرکزی یراودا (Yerawedaa) در نزدیکی پون (Pune) به سر میبرد.

وضعیت جسمانی مورالی ۶۲ ساله که قبلا تحت عمل جراحی باز قلب قرار گرفته بوده است، از زمان دستگیریش به یک نگرانی بزرگ برای رفقایش، اعضای خانواده اش، دوستان و دوستدارانش بدل گشته است. مقامات زندان از ترس وخیم شدن وضعیت سلامتی وی و در تاریخ ۴ سپتامبر ۲۰۱۵ به مورالی اجازه دادند که در بیمارستان دولتی ساسون (Sassoon) واقع در پون (Pune) بستری شود. پس از انکه وکیل وی یک دادخواهی تنظیم نمود -با این درخواست که مراقبت های پزشکی مناسبی در اختیار وی قرار داده شود و همچنین تضمین اینکه که پسرش در کنار وی در بیمارستان حضور داشته باشد چرا که هیچ کسی در کنار این زندانی نبود که نمونه ازمایش ادراری که توسط دکتر تجویز شده بود را به ازمایشگاه تحویل دهد- مقامات زندان در تاریخ ۶ سپتامبر مورالی را از بیمارستان ترخیص و به زندان منتقل کردند. مقامات زندان در حالی دست به این اقدامات زده اند که روشنفکران و متفکران علوم اجتماعی شناخته شده ای مانند نوام چامسکی (Noam Chomsky)، گایاتری چاکراوارتی سپیواک (Gayatri Chakravarty Spivak) و پارتا چاترجه (Partha Chatterjee) خواستار دسترسی آقای مورالیدهاران به مراقبت های پزشکی مناسب شده بودند.

برای مورالی دادرسی ای شکل گرفته است تا این کمپین را در مقیاس وسیع تری -به منظور اطمینان از دریافت مراقبت های پزشکی مناسب برای این زندانی بیمار و همچنین درخواست آزادی او از زندان- گسترش دهد. ما خواستار حمایت و پشتیبانی تمام افرادی که به دموکراسی، حقوق بشر و آزادیهای فردی معتقدند، می باشیم و از آنها می خواهیم که در راستای درخواست این کمپین به جهت دریافت مراقبت های پزشکی مناسب و آزادی مورالی از زندان به آن ملحق شوند. طی ۱۵ ماه گذشته پس از دستگیری مورالی به اتهام رهبری حزب کمونیست هند(مائوئیست)، تنها یک دادگاه برای او تشکیل شده است. وی در یک زندان فوق امنیتی به سر می برد و مقامات زندان دسترسی وی به هر گونه کتاب و نشریه ای را ممنوع کرده اند.

رفتار مقامات زندان بر خلاف ابتدایی ترین حقوق ذکر شده در قانون اساسی هند، اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه می باشد. ما یک بار دیگر از کلیه افراد معتقد به آزادی، حقوق بشر و کرامات انسانی می خواهیم که به منظور حصول اطمینان از مراقبت های پزشکی مناسب و آزادی رفیق مورالی هاران از زندان به این کمپین ملحق شوند.

لینک مرتبط

2016/09/10

یوسف سیلاوی کیست و کجاست؟‌

 یوسف سیلاوی از عرب‌های شهر اهواز، نه به دلیلِ فعالیت­های سیاسی مشخص، نه حتی به یک اتهام ساختگی و نه به هیچ دلیل دیگری در روز ۱۷ آبان ‌ماه ۱۳۸۸ در منزل شخصی‌اش در محله‌ی فاز چهار اهواز، از سوی مأموران اطلاعات رژیم ربوده و ناپدیدشده و تاکنون خبری از سرنوشت او در دست نیست! بستگانِ او،‌ به‌ویژه همسر و دخترانش، به تمام مراکز قضایی، ‌نظامی، امنیتی، زندان­ها و حتی تمام بیمارستان‌ها و سردخانه‌ها مراجعه کرده اما پیگیری­های ایشان تاکنون بدون نتیجه مانده و تلاش سازمان­های حقوق بشری مانند عفو بین­الملل و حقوق بشر اهواز برای اطلاع­رسانی به سازمان ملل و نهادهای جهانی هم ره به‌جایی نبرده است و چنین است که خانواده‌ی او هیچ خبری از وضعیتِ‌ وی، محل نگهداری او و حتی زنده بودن یا نبودنِ یوسف سیلاوی ندارند. گمانه­زنی­هایی وجود دارد که ربودنِ یوسف در راستای فشار بر اعضای خانواده‌ی سیلاوی در جهتِ متوقف کردنِ فعالیت­های سیاسی ایشان در خارج از ایران و در رابطه با خلق عرب است.

یوسف سیلاوی چه در بندِ رژیم جمهوری اسلامی باشد، اتهام سیاسی داشته باشد یا نداشته باشد، مبارزه برای رهاییِ خلق عرب و تمام خلق­ها (کُرد،‌ بلوچ، ترک،‌ ترکمن و ...) از زندانِ مللی که جمهوری اسلامی برپا ساخته است حیاتی بوده و باید آزادی زندانیان و یافتنِ ربوده شدگان را در پرتوِ سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی جستجو کرد. طبقه‌ی حاکمه‌ی جمهوری اسلامی در سرکوبِ‌ خلق­های ایران،‌ متحد طبقاتیِ تمام دولت­های سرمایه­داری در جهان به‌ویژه در منطقه‌ی خاورمیانه است؛ این رژیم در سرکوبِ خلق­ها می­تواند با آمریکایی متحد شود که سرکوبِ سیاهان و لاتین­تبارها جزئی از دینامیکِ درونی­اش است، می­تواند با دولت­های منطقه­ای مانند ترکیه و عربستان و ... متحد شود که سرکوبِ ملل بخشی از سوخت و ساز آن‌ها برای بقای­شان است، تمام این دولت­ها نمایندگانِ سیستمِ سرمایه­داری و دشمن خلق­های تحتِ ستم هستند و حتی در زمانی­که با یکدیگر می­جنگند، در قربانی کردنِ فرودستان و خلق­های تحت ستم،‌ با یکدیگر متحدند!

امروزه در خاورمیانه، در رقابتِ خون‌بارِ‌ امپریالیست­ها و تضاد آن‌ها با دول منطقه­ای و جنگ­های ادامه­دار، شاهد واقعیاتِ دردناکی هستیم و می­بینیم که نیروهای ارتجاعیِ امپریالیستی، دولت­های منطقه­ و انواع و اقسام بنیادگرایانِ اسلامی در ائتلاف­های جنگی با یکدیگر متحد شده­اند و توده­ها و ملل ستمدیده را تبدیل به سربازانِ خود ساخته و بنام دین یا شوونیسم و ناسیونالیسم در برابر یکدیگر قرار داده­ و در ورای این ویرانی عظیم، منافع طبقاتی خود را جستجو می­کنند. در ضعفِ جنبش انقلابی و کمونیستی در سطح جهان، روندِ رایج چنین شده که جنبش­های ملی و اقلیت­های مختلفی که در تضاد با طبقاتِ حاکمه قرار دارند و برای رهایی خود بپا خاسته­اند، در این ویرانی عظیم استحاله ­می­شوند. یا بواسطه‌ی سازشِ بورژوازیِ خودِ ملل تحت ستم با بورژوازیِ حاکم نفس جنبش­های ملی را می­گیرند، یا در رقابتِ امپریالیست­ها با هم یا در تضاد امپریالیست­ها با دول منطقه مانند ایران و ترکیه و عربستان ... تبدیل به کارت بازی در نقشه­های امپریالیستی می­شوند. یا ترکیبی از هر دو که امروزه در خاورمیانه شاهد تمام انواعِ آن هستیم که توده­های عرب، کُرد، هزاره و بلوچ و ... قربانیان اصلی ماجرا شده­اند. تاریخ نشان داده که بدون برخوردِ‌ طبقاتی به مساله‌ی ملی و بدون سمت­گیری رهایی­بخشِ کمونیستی، سرنوشتِ ملل ستمدیده و توده­های بپاخاسته،‌ از دایره‌ی ستمدیده و ستمگر خارج نخواهد شد.

ما باید صدای دیگری را تقویت کنیم و شکل دیگری از رهایی توده­ها را ترسیم کنیم. از نظر ما روند قدرت‌گیری و تحکیم جمهوری اسلامی که بر پایه‌ی سرکوب خونین مردم، انقلابیون، زنان، ملل تحت ستم و اقلیت‌ها ... بوده نشان می‌دهد که برای پایان دادن به این ستم‌ها، سرنگونی انقلابی آن ضروری است؛ و تلاش برای آگاهی از سرنوشت و نجات سیلاوی‌ها بخشی از این مبارزه است. سرنوشتِ یوسف سیلاوی و میلیون­ها عرب و کرد و بلوچ و ... که در زندان­های رژیم­های واپس‌گرا هستند، یا ربوده و ناپدید شده و یا فردی و دسته­جمعی اعدام می­شوند، به نوع مبارزه و فعالیتی که ما امروز می­کنیم گره خورده است،‌ به سرنوشتِ سیاهان و لاتینوهای دربند در آمریکا و سایر ربوده­شدگانی که خواهانِ‌ حقیقت هستند، گره خورده است. از این­رو ما بدون توهم به سازشکاریِ بورژوازیِ ملل ستمدیده با طبقات حاکم، بدون درخواست از نهادهای مشروع امپریالیستی و دولتی،‌ به توده­های مبارز و حقیقت­جو تکیه می­کنیم و مبارزه با رژیم­های واپس‌گرای مذهبی را به مبارزه با نظام واپس‌گرای سرمایه­داری گره می­زنیم. راه رهایی ملل ستمدیده،‌ انقلاب است،‌ یک انقلاب واقعی که بشریت را رها سازد؛ انقلاب کمونیستی.

آدرس‌های مرتبط:
سازمان حقوق بشر اهواز
پتیشن Amnesty Int 
کمپین صلح فعالان در تبعید
خبرگزاری هرانا
عدالت برای ایران
حقوق بشر در ایران
ارگان خبری لیگ حقوق بشر زندانیان ایران
 

2016/08/31

گزارش آکسیون اعتراضی: «بیلان را آزاد کنید!»

روز دوشنبه ۲۹ آگوست ۲۰۱۶ آکسیون انترناسیونالیسی در اعتراض به دستگیری رفیق «بیلان جیران» در مقابل سفارت ترکیه در بروکسل برگزار شد. بیلان یکی زنان جوان مبارز و از فعالین شناخته شده در بروکسل و پاریس، دانشجوی رشته‌ی حقوق در پاریس و از جوانان نسل سوم کُرد ترکیه در بلژیک است. روز جمعه گذشته ۲۳ ماه اوت، او به همراه دو نفر از فعالین «سازمان جوانان سوسیالیست» (که سال گذشته تعدادی از آنان در بمب گذاری در سوروچ کشته شدند) در ازمیر دستگیر شدند؛ و تا کنون به بهانه‌ی وضعیت اضطراری حتی از داشتن وکلیل نیز محروم هستند. به نظر می‌رسد فعالیت‌های بیلان در ارتباط با مبارزات کُردها در اروپا و انتقادات شدید او در صفحه‌ی فیس‌بوکش نسبت به شرایط اخیر سرکوب و کشتار در ترکیه، محرک این بازداشت بوده باشد.
این تظاهرات به همت «سازمان زنان سوسیالیست» در مقابل سفارت ترکیه در بروکسل سازماندهی شده بود؛ و با وجود زمان کوتاه برای اطلاع رسانی و تدارک، تعداد حاضرین و تنوع نیروهای شرکت کننده در آکسیون کاملا مشهود بود. از دوستان و رفقای هم دانشگاهی‌ او گرفته تا تشکل‌های سیاسی چپ و مترقی بلژیکی، فعالین جنبش زنان، فعالین حقوق بشر و ... همچنین احزاب و سازمان‌های کُردی در این آکسیون شرکت داشتند. البته فعالین کمیته جوانان و سازمان زنان ۸ مارس (واحد بلژیک) هم در این آکسیون حضور داشتند. البته این آکسیون همزمان با سفر مادر بیلان - که خود یکی از فعالین سازمان زنان سوسیالیست است- به ترکیه برگزار می‌شد؛ و شرکت کنندگان نگران دستگیری او نیز بودند. در این آکسیون علاوه بر خواست «آزادی بیلان!»، شعارهای علیه دولت اردوغان و حزب آکپ هم داده می‌شد؛ و تظاهرکنندگان خواهان سرنگونی دولت اردوغان بودند. شعارهای ضد فاشیسم و در افشای همکاری اردوغان و داعش در منطقه و همچنین محکومیت نسل کشی ملت کُرد هم با حرارت توسط جمعیت تکرار می‌شد. حضور پلیس نیز بسیار پرنگ بود؛ علاوه بر این‌که پلیس تلاش داشت جمعیت را در پیاده رو فشرده نگه دارد، به بهانه‌های امنیتی خودروهای پلیسِ ضد شورش نیمی از جمعیت را هم‌چون دیوار احاطه کرده بودند.
خوشبختانه بعضی از رسانه‌ّهای مترقی تلاش داشتند که به حداکثر این حرکت را پوشش بدهند و اکثر فعالین حاضر در محل نیز تمایل داشتند بدانند که چه کمکی می‌توانند در این رابطه انجام دهند؛ چون همه‌ی ما به یاد چهره‌ی خندان بیلان در تظاهرات‌های روز جهانی زن، ۲۵ نوامبر، اول ماه مه و آکسیون‌ّهای حمایت از روژآوا و... تلاش‌هایش برای ترجمه‌ی سخنرانی‌ها و بحث‌ها، هیجان و سرزندگی‌اش برای دانستن و عمل کردن و ... بودیم و می‌دانستیم اگر خود او حضور داشت، چقدر برای این مبارزه تلاش می‌کرد.

۳۰ آگوست ۲۰۱۶
کمیته جوانان بلژیک

2016/08/28

دستگیری یکی از فعالین زن در ترکیه


رفیق Bilen Ceyran یکی از مبارزان جوان در ترکیه دستگیر شده است. در حالیکه ترکیه در وضعیت اضطراری بسر می برد او از حق داشتن وکیل محروم و ما اطلاعات بسیار محدودی از وضعیت وی داریم. او یکی از فعالین شناخته شده در بروکسل و پاریس بود. وی به همراه تعدادی دیگر در روز ۲۳ آگوست در شهر Izmir دستگیر شده است و به دلیل شرایط اضطراری، پلیس در دادن اطلاعات تاخیر می کند.
چهره خندان او در همبستگی با مبارزات روژآوا در خاطر ما هست.