!این صفحه فعلن در وضعیت آزمایشی قرار دارد

2017/01/11

اعلام همبستگی با کارزارِ«نه! به نام بشریت، ما زیر بار یک آمریکای فاشیست نخواهیم رفت!»

کمیته‌ی جوانان ایرانی در بلژیک همبستگی خود را با کارزارِ«نه! به نام بشریت، ما زیر بار یک آمریکای فاشیست نخواهیم رفت!» اعلام می‌کند و در مبارزاتی که در همبستگی با این کارزار در اروپا نیز جریان دارد، شرکت فعال خواهد کرد.
ما نیز خطری که با اوج گیریِ فاشیسم دنیا را تهدید می‌کند، قویا احساس می‌کنیم و در مقابلِ خطری که این ظهور در تشدید لجام گسیخته‌ی جنگ علیه زنان، محیط زیست، گرایشات جنسیِ مختلف و هم‌جنس‌گرایی، مسلمانان و اقلیت‌های مذهبی،‌ سیاه‌پوستان، رنگین‌پوستان، پناهندگان، مهاجرین و تشدید جنگ‌های ویران‌گر امپریالیستی دارد، به پا می خیزیم.
به همین دلیل روز ۲۰ ژانویه ما نیز در کنار تمام آزادی‌خواهان و انقلابیونی که چنین جهان هولناکی را برنمی‌تابند، خواهیم ایستاد و شما را نیز برای پیوستن به این مبارزات دعوت می‌کنیم.

زنده باد همبستگی انترناسیولیستی



English:

In solidarity with the campaign of "No! In the name of humanity, we refuse to accept a Fascist America!" Iranian Youth Committee of Belgium will definitely participate in the upcoming demonstrations for this campaign in Europe.

We are also fully aware about severe danger that threatens the whole world with the rise of fascism. We rise against this threat which intensifies the environment crisis, ruinous wars and discriminations against women, sexual minorities, homosexual people, Muslims, religious minorities, black, Hispanics and other ethnic minorities, refugees, and immigrants.

Accordingly, on January 20, we will stand next to all freedom fighters and revolutionary people who do not want to live in such horrifying world, and we warmly invite you to join this campaign.

Long live international solidarity!



Français:

En solidarité avec la campagne de "Non! Au nom de l'humanité, nous refusons d'accepter une Amérique fasciste!" Le Comité iranien de la jeunesse de Belgique participera certainement aux manifestations à venir de cette campagne en Europe. Nous sommes également pleinement conscients du danger grave qui menace le monde entier par la montée du fascisme.

Nous nous révoltons contre cette menace qui intensifie la crise écologique, des guerres dévastatrices et les discriminations à l'égard des femmes, des minorités sexuelles, des homosexuels, des musulmans, des minorités religieuses, des Noirs, des Hispaniques et d'autres minorités ethniques, des réfugiés et des immigrants.

Par conséquent, le 20 janvier, nous serons aux côtés de tous les combattants de la liberté et des révolutionnaires qui ne veulent pas vivre dans un tel monde horrifiant, et nous vous invitons chaleureusement à se joindre à cette campagne.

Long vivre la solidarité internationale!





دیگر مطالب مرتبط:

2016/12/07

گزارش جلسه در مورد انتخابات آمریکا و پی‌آمدهای آن

«به نام بشریت، تن به یک آمریکای فاشیست نخواهیم داد!»
۲۵ نوامبر۲۰۱۶ – بروکسل 

این جلسه با ابتکار عمل «کمیته‌ی جوانان بلژیک» سازمان‌دهی شده بود و هدف اصلی برگزارکنندگان، درگیر کردنِ هرچه بیشتر و عمیق‌ترِ علاقمندان با واقعیت‌های آشکار و نهانِ این انتخابات بود. در شرایطی که اکثریت نیروهای «چپ» در رخوتِ عملی نسبی به سر می‌برند و واکنشِ مؤثری به انتخابِ ترامپ نشد، این ابتکار عمل از سوی رفقای کمیته، واکنشی بود در برابر رخوتِ موجود و بحث در مورد مبارزات جاری و راه‌حلی خارج از سیستم موجود.

در محلِ برگزاری جلسه پوسترهای حزب کمونیست انقلابی آمریکا (آر­سی­پی) در مورد خطرِ عادی شدن (Normalize) فاشیسم،‌ نژادپرستی، قتل سیاهان، مردسالاری و ... بعد از انتخابات هشدار می‌داد؛ و تصاویری از "Standing Rock" و مبارزات و سرکوبِ آن به چشم می خورد. میز کتاب هم بخش جدایی‌ناپذیر از محتوای جلسه‌ی ما بود. میز کتابِ آرسی­پی شاملِ کتاب‌های مختلف رفیق آواکیان، آخرین شماره­های نشریه‌ی «انقلاب»، تراکت‌های مبارزاتِ خیابانی فعالینِ‌ آرسی­پی بود. میز کتابِ سازمان زنان هشت مارس (ایران-افغانستان) شاملِ جزوات،‌ نشریات و تراکت‌های این سازمان خصوصا در مورد مبارزات خیابانی «روز جهانی مبارزه با خشونت بر زنان» بود؛ بخشی هم به تألیفاتِ و بیانیه‌های حزب کمونیست ایران م.ل.م اختصاص داشت.
 
طبق برنامه قرار بود که رفیقی از فعالینِ حزب کمونیست انقلابیِ آمریکا (آرسی­پی) همراه ما باشد و ضمنِ ارائه‌ی یک تصویر همه­جانبه از تضادهای جامعه‌ی آمریکا به رقابت میانِ جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها بپردازد تا انتخابِ ترامپ بر چنین بستری مورد بررسی قرار گیرد. در ضمن با معرفی فعالیت‌های مبارزاتی آرسی­پی متکی بر سنتزنوینِ باب آواکیان تصویری از مبارزات انقلابی در آمریکا در اختیار ما قرار دهد.

چون بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان فرانسه زبان بودند، برنامه به زبانِ فرانسه اجرا شد و تلاش شد تا مباحث برای دوستان فارسی زبان، از طریق ترجمه‌ی همزمان انتقال داده شود.

ابتدا گرداننده‌ی برنامه بحث را با برشمردنِ تضادهای پایه­ای که امروزه جهان با آن روبروست آغاز کرد و به سوالات و نکاتی که در مورد انتخاباتِ آمریکا و پی‌آمدهای آن در میان توده‌های مردم و اقشار مختلف رایج است اشاره نمود و ضمن معرفی رفیق رابرت بحث را به او سپرد. رابرت بحث خود را از این نکته آغاز کرد: «معنی انتخاب شدنِ ترامپ چیست؟ و معرفِ چه چیزی یا ظهورِ چه پدیده‌ای است؟ و ما چگونه باید با آن روبرو شویم؟...». او در ادامه به توهمات رایج در میانِ‌ توده­ها، تحلیل­های غیرواقعیِ بخش بزرگی از روشن‌فکرانِ چپ و راست، و ترس و گیجیِ گسترده و همه­گیر اشاره کرد و مثال‌های مشخصی از هرکدام آورد.

یکی از مهمترین نکاتی که رابرت مطرح کرد، خطرناک تر بودن ترامپ در مقایسه با هیتلر و دوره نازی است و اینکه نه تنها وضعیت فعلی امریکا کاملا قابل مقایسه با وضعیت آلمان زمان نازی است بلکه شرایط به مراتب بدتر است چرا که آلمان نازی چنین قدرت ویران کننده ای چه از لحاظ نظامی و چه از لحاظ اقتصادی ندشت. "هیتلر به بمب دست یافت" اما آمریکا هم آن را استفاده کرده و هم تهدید به استفاده از آن می کند.

او سپس به مکانیزم انتخابات در ایالاتِ متحده و دو نیروی اصلیِ آن یعنی احزابِ جمهوری خواه و دموکرات اشاره کرد و بخشا به پایه‌ی طبقاتی هرکدام از آ‌ن‌ها نیز پرداخت. به نقشِ عناصر کاتالیزوری مانند برنی سندرز و مقایسه‌ی او با کوربین در انگلستان نیز اشاره کرد و جای‌گاه واقعیِ آن‌ها در یک سیستم را به‌طور کلی مشخص کرد و این‌ موضوع که این جایگاه چه نقشی را برای آن‌ها تعیین می کند.

در ادامه با اشاره به بخشی از ترانه‌یMississippi God-damn از «نینا سیمون» به «فاشیسم» و نشانه‌های بارز آن پرداخت. مقایسه‌ی اوضاع امروز با شرایط آلمان نازی و ... بخش مهمی از بررسی تاریخی او را تشکیل می‌داد. تحلیلِ عمیق از شعار «آمریکا را دوباره با عظمت سازیم!» که از سوی ترامپ دائما تکرار می‌شد و شعارِ مرکزی و چتر عمومی هوادارانِ او بود با شعار «آلمان برترِ» نازی‌ها محور مقایسه‌ی او بود.

در ادامه او همچنین به چهره­هایی که احتمالا وزرا و همکارانِ ترامپ خواهند بود، اشاره کرد و پیشینه­ای از هرکدام را برای حضار معرفی کرد و از این طریق به سیاستِ متفاوت هیات حاکمه‌ی آمریکا در دور آتی در جهان تأکید نمود. سپس تمام صحبت‌های قبلی را به سوالات و گیجی­های رایج میانِ توده ها گره زد و به کارکردِ سیستم سرمایه­داریِ امپریالیستی و چگونگی نقش گرفتنِ اقشار مختلف در حفظ آن پرداخت. فرآیندهای اقتصادی و رقابت امپریالیست‌ها که با روبنای ایدئولوژیک و نقش مشخص دولت‌های امپریالیستی به پیش می‌رود را توضیح داد و فرازهایی از مباحثِ باب آواکیان از کتابِ «کمونیسم نوین» را خواند.

با تمام بی‌صبری برخی از حاضرین پس از حدود نیم ساعت، نوبت به حضار رسید که نکات و سوالاتِ خود را طرح کنند که عمدتا حول این محورها بود:
  • ترامپ آن چیزی که در طول مبارزات انتخاباتی گفته نیست و تغییر می‌کند!
  • برنی سندرز یک جنبش بود!
  • آلترناتیو کمونیست‌های انقلابی چیست؟
  • خطراتِ و فرصت‌های واقعی در این شرایط چیستند؟
  • رابطه‌ی انتخاب شدنِ ترامپ و گسترش فزاینده‌ی پدر/مردسالاری در جامعه‌ی آمریکا!
  • مقایسه آمریکای امروز با دوره‌ی نازیسم صحیح نیست!
شرکت کننده‌­ای از افغانستان از وجود یک ترامپ قوی در برابر ده‌ها نیروی دیگر که دخالت­گری می کنند حمایت کرده و معتقد بود که وجود چنین ترامپی خوب است!

در بخش دوم، این رفیق بحث خود را با پاسخ به برخی از سوالات آغاز کرد و تلاش کرد که به آن‌ها بر بسترِ تضادهای واقعی جهان و مشخصا ایالاتِ متحده برخورد کند. مساله‌ی سیاهان در آمریکا که به شدت در سطح ایدئولوژیک برجسته شده و به تضادهای دیگری مانند زنان، مهاجرین اعم از لاتینوها یا مسلمانان، طبقه‌ی کارگرِ بی‌کار و ناآگاه،‌ بومیان، گسترش فقر و ... گره می‌خورد، در حال حرکتِ هم‌زمان با تضاد پایه­ای سیستم سرمایه­داری امپریالیستی (مالکیت خصوصی و تولید شدیدا اجتماعی شده) و تبارزاتِ آن مانند رقابت­های جنگی و اقتصادی امپریالیست‌ها هستند. این موضوع نقطه‌ی شروع بحث رفیق‌مان بود که در ادامه به مسائلی مانند سندرز، دادنِ فرصت به ترامپ و ... نیز پرداخته شد. همچنین خطر واقعیِ‌ گسترش جنگ­های منطقه­‌ای و فرامنطقه­‌ای را در پاسخ به نکتۀ شرکت­‌کننده افغانستانی مطرح کرد.

در دور دوم جمع کماکان به سوالاتِ دورِ اول و نکات تازه­تری اشاره کرد و رابرت بحث خود را حول نکات حضار متمرکز کرد. مسأله‌ی اساسی این بود که تقریبا تمام حضار در حال بحث بر سر نکات و سوالاتی بودند که در کل جامعه شاهد آن هستیم،‌ از گیجی­ها و ناروشنی‌ها و توهمات و انحرافات گرفته تا دامنه‌ی نفوذ تحلیل­های رسانه­های جریان اصلی. خوشبختانه به علت تنوع سیاسی افراد حاضر در جلسه شاهد برخورد تمام گرایشات بودیم. رفیق رابرت در انتهای بحث‌اش به تحلیلِ مهم آواکیان در اوایل قرن ۲۱ مبنی بر رشد و گسترش نیروهایی مثل ترامپ در آمریکا اشاره کرد و این‌که چرا اهمیت دارد با سنتزنوینِ کمونیسم و آثار دیگر آواکیان به سراغ مبارزه و ساختِ جنبشی برای انقلاب برویم و این‌که بدون در دست داشتنِ سنتزنوین، بسیاری از تلاش‌های ما و توده­ها به هرز خواهد رفت. در پایان گرداننده‌‌ی برنامه و رابرت با ارائه‌ی یک جمع‌بندی کوتاه برنامه را در حالی که هنوز حاضرین برای پیشبرد مباحث آن هیجان و انرژی داشتند به پایان بردند.

کمیته جوانان بلژیک
۴ دسامبر ۲۰۱۶

2016/11/23

جلسه بحث و گفتگو: انتخاباتِ ریاست جمهوری در آمریکا و پیروزیِ‌ ترامپ و تغییراتِ آتی در جهان

به نام بشریت، تن به یک آمریکای فاشیست نخواهیم داد

انتخاباتِ ریاست جمهوری در آمریکا و پیروزیِ‌ ترامپ، و تغییراتِ آتی در جهان

جلسۀ سخنرانی و بحثِ‌ آزاد در تاریخ ۲۵ نوامبر در مجتمع فرهنگی پیانوفابریک برگزار می شود. کمیتۀ جوانان بلژیک شما را به شرکتِ فعال در این برنامه دعوت می کند. این جلسه با حضورِ یکی از فعالینِ حزب کمونیست انقلابی آمریکا (آر سی پی) برگزار خواهد شد.

آدرس: بروکسل - Rue du Fort 35 - 1060 Saint-Gilles
زمان: ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶ - ساعت ۱۹:۳۰

تصویری از پشت بروشور این جلسه:

English:

In the name of humanity, we will not surrender to a fascist USA.

“Presidential election in America, victory of Trump, and upcoming changes in the world”, these topics will be discussed at a political meeting hosted by Belgian Youth Committee in presence of a militant from RCP, Revolutionary Communist Party of USA.

We warmly invite you to actively participate in this meeting.

Friday 25 November, at 19:30h, in cultural center of Pianofabriek,
Rue du Fort 35, 1060 Saint-Gilles.


French:

Au nom de l'humanité, nous ne céderons pas aux Etats-Unis fascistes.

“L'élection présidentielle aux Etats-Unis, la victoire de Trump et les changements à venir dans le monde“, ces sujets seront au cœur de une réunion politique animé par Comité Jeunesse de la Belgique en présence de un militant de Parti Communiste Révolutionnaire des États-Unis.

Nous vous invitons chaleureusement à participer activement à cette réunion.

Vendredi 25 novembre à 19:30h au centre culturel de Pianofabriek.
Rue du Fort 35, 1060 Saint-Gilles.


Nederland:

In naam van de mensheid, we zullen niet overgeven aan een fascistische Verenigde Staten

Presidentsverkiezingen in de Verenigde Staten, de overwinning van Trump, en aankomende veranderingen in de wereld ", deze onderwerpen zullen worden besproken tijdens een politieke bijeenkomst georganiseerd door de Iranian Youth Committee in Belgie, met aanwezigheid van een militant van RCP, Revolutionaire Communistische Partij van de Verenigde Staten

Wij nodigen u uit om actief deel te nemen aan deze bijeenkomst

Vrijdag 25 Noevember, om 19:30h, in de gemeenschapscentrum De pianofabriek
Fortstraat 25, 1060 Sint-Gillis

2016/10/24

Stop the Execution of Zeinab

Zeinab Sekanvand another young Iranian woman from Kurdistan region is set to be executed by the Islamic regime of Iran. She is accused of killing her husband. When she was arrested, only 17 was held in the police station and tortured by male police officers for weeks to make her confess to the killing. Zeinab was denied access to a lawyer until the very last minute before her unfair trail. In court she refused to plead guilty but made a shocking statement that the brother of her husband who had raped her many times was responsible for the murder.

The court ignored that Zeinab was abused for months by her husband and refused her request for a divorce. The court ignored that she was raped and raped by her brother in law. The court ignored that she was forced to confess after months of torture and the promise by her brother in law that he would pardon her (according to the Islamic law Qesas under which she is sentenced to death, she would go free if a male member of killed person family pardon her). The court ignored that she made the confession, when she had no access to a lawyer. But what the court relied on was the initial confession that she made under the force, physical torture and deception. Zeinab under such highly discriminating circumstances was sentenced to death by hanging.

Zeinab has been the victim of a patriarchal society, to become a bride when she was still a teenager, she has been abused by her husbands and raped by her brother in law, abused and torture by the police officers and the prosecutors and that is still not enough for an anti-woman, religious regime who wants to penalise her with death because she is a woman and so she is guilty in any case.

This brutal and anti-woman regime has taken the life of hundreds of women who have been the victim of male supremacy, rape, domestic violence and other kinds of violence.

Reyhaneh Jabbari, a 19 years old Iranian girl was executed in 2014 for stabbing the man who attempted to rape her. There have been many similar cases of execution such as the case of Delar Darabi ... but this cannot go on. Many other women such as Razieh Ebrahimi who is accused of killing her husband because of years physical and verbal abuse are on the death row.

It is enough!! we cannot allow that a rotten religious regime to take the life of so many of our young women who have suffered so much and are trapped in the cycle of abuse at home and by the system in a society that patriarchy is dominant and is strongly protected by the reactionary traditions, religion and above all with a suppression machine called Islamic regime of Iran. These women have a life ahead of them and deserve to have it free of violence and abuses.

The Islamic regime forged its ideological identity by imposing laws and rules on women, aimed at keeping them subordinate to men as lesser beings living lives restricted by their gender. It has always reserved its most cruel repression for women, especially those who defy these reactionary laws and the system as a whole. The theocratic state considers any action by a woman not under the control of her masters a threat to the whole social order and the patriarchal and religious ideology that binds it together.

The Islamic regime is well aware that increasing number of women is losing their patients and cannot tolerate such suffocating anti-woman relation in which the women are not treated as a human being. They are aware that increasing numbers of women are rebelling against the reactionary traditions and the laws and religion that promote and support them. The young women want to marry those who they love even if they have to run away from home. If they are not protected against the rapist they will defend themselves. If they are not defended against the violent husband they will have to fight it themselves.

The relation between the Islamic regime and the people, during more than 37 years of their rule has been defined only through suppression, prison, torture, assault, rape and execution.

The oppressive anti-women regime of the Islamic Republic has executed at least tens of thousands of political prisoners since its foundation in 1979 and it has executed more than 2000 prisoners including political prisoners since 2014. Once more they have retained the number one position on a world scale!

Since Rohani’s presidency and the Iranian regime’s efforts to convince the US and European imperialists that they can be relied on as a "legitimate" and powerful state in helping them to come out of its economic and Middle East crisis, the regime has intensified the arrests and executions of their opponents. In turn the imperialist powers, have turned a blind eye on the executions, the intensification of the subordination of women, the imprisonment of the opposition, the repression and imprisonment of workers and toiling people by the Islamic state, as they have done throughout the past 37 years since the Islamic Regime came to power.

The 8 March Women’s Organisation (Iran-Afghanistan) is calling to all progressive and freedom lovers to act immediately to prevent the execution of Zeinab Sekanvand and the lives of hundreds who are in danger especially those women who are in death row. We should be able to stop the killings of every single one of them by organizing our protests.

Please send your protest against this execution and your support for Zeinab to our e-mail address:


8 March Women’s Organisation (Iran-Afghanistan)
October 2016

www.8mars.com
zan_dem_iran@hotmail.com
facebook.com/8marsorg
youtube.com/8marsorg


2016/10/05

گزارش آکسیون اعتراضی به مناسبت ۲۸مین سال‌گردِ قتل‌عام زندانیان سیاسی در دهه‌ی ۶۰ و تابستان ۶۷

طبق فراخوان قبلی شنبه بعد از ظهر اول اکتبر در مرکز شهر بروکسل - «پلاس دو لا مونه» - به مناسبت ۲۸مین سالِ قتل‌عام زندانیان سیاسی توسط رژیم جمهوری اسلامی در تابستان ۶۷ و دهه‌ی ۶۰، یک آکسیون اعتراضی برگزار شد. در این آکسیون که توسط کمیته‌ی جوانان بلژیک و سازمان زنان هشت مارس (ایران-افغانستان)- واحد بلژیک، سازمان‌دهی شده بود، فعالین این تشکلات و شماری از فعالین سیاسی ایرانی در بلژیک شرکت فعال داشتند؛ و بعضی از فعالین غیرایرانی (تُرک، کُرد، عرب و بلژیکی ...) نیز برای حمایت و اعلام همبستگی با این مبارزات همراه شدند.

بنا به اهمیت موضوعِ اعدام‌های دهه‌ی شصت و هم‌چنین نقش اعدام و سرکوب در ساختار دولت جمهوری اسلامی و مشخصاً بنا به شرایط سیاسی ایران در عرصه‌ی جهانی و تلاش رژیم برای نشان دادن یک چهره‌ی منعطف و دیپلماتیک از جمهوری اسلامی و هم‌زمان تشدید اعدام‌ها در ایران تصمیم گرفته بودیم یک حرکت اعتراضی وسیع‌تر نسبت به اعدام زندانیان سیاسی و غیرسیاسی، در فضای عمومی و عمدتاً رو به جامعه‌ی غیر ایرانی سازمان‌دهی نماییم. هرچند ازنظر ما باید کماکان و بیش از پیش جلسات بحث و گفتگو و یادمان و ... به یاد جان‌باختگان دهه‌ی شصت و سال ۶۷ برگزار نمود؛ اما امروز بیش از آن لازم است تا با اتکا به علل این جنایت تاریخی، بیش از پیش جمهوری اسلامی و سکوت معنادار و رضایتمندانه‌ی کشورهای امپریالیستی را افشا نمود تا بتوانیم در واقعیت پایانی بر روند این جنایات گذاشته و با تقویت جنبش انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی زمینه‌ی واقعی برای دادخواهی از این جنایت و سایر جنایات جمهوری اسلامی و شرکا ایجاد نماییم. با این هدف به شکل گسترده رو به جامعه‌ی ایرانی و غیرایرانی فراخوان داده بودیم تا برای متحقق کردن این اهداف ما را همراهی کنند.

این برنامه قرار بود از ساعت ۱۵ تا ۱۷ برگزار شود ولی ما پیش از ساعت ۱۵ در محل بودیم و شروع به نصب پلاکاردها و بنرها بر دیوارهای اطراف و چسباندنِ عکس­های جان‌باختگان و متن‌ها و عکس‌های افشاگرانه بر روی زمین کردیم که پیش از شروع رسمی آکسیون جمعیتی را حول ما گردآورد. شعارهای بزرگ و بلندِ «سرنگون باد جمهوری اسلامی!» و «از مبارزات مردم ایران حمایت کنید!» بر دیوار جلب توجه می­کرد؛ اما ترکیب ‌عکس­هایی که آگاهانه و با دقت انتخاب شده بود، بیشترین تأثیر را در جلب نظر رهگذران، توقف و پرسش­گری داشت. عکس­ها عمدتاً مربوط به جان‌باختگان دهه‌ی ۶۰ از احزاب و سازمان­های سیاسی مختلف بود اما با ترکیب عکس‌هایی از دگراندیشان و قربانیان قتل­های زنجیره­ای،‌ جان‌باختگان خیزش ۸۸ و اعدامیان ملل تحت ستم کُرد و عرب ... و حتی اعدامیانی با جرائم غیرسیاسی و ناپدیدشدگان و ... روند گسترده و ادامه‌دار و سیستماتیک اعدام‌ها را برجسته می‌کرد. در میان عکس­ها هم تکرار واژه‌ی «ناپدیدشده» و «گمنام» به زبان‌های مختلف، اشاره‌ی آشکار بر این داشت که این عکس‌ها «مشت نمونه‌ی خروار است!» و بسیار کسانی هستند که بی‌هیچ نشانی ناپدید، اعدام و کشته‌شده‌اند. تصاویری از هیئت مرگ به‌علاوه‌ی آمرین کشتارهای سال ۶۷ به‌خوبی نشان می‌داد که چهره‌های به‌اصطلاح منعطف امروز در تحکیم و بقای جمهوری اسلامی و جنایات آن شریک‌اند. در کنار تمام این عکس­ها، مجموعه­ای از متن‌ها و عکس‌های افشاگرانه از «ایران امروز» دیده می‌شد. نمودار اعدام‌ها که به‌وضوح رشد شدید اعدام تحت دولت روحانی را نشان می‌داد. آمار فقر، تن‌فروشی، بی‌کاری، کارتن‌خوابی و بی‌خانمانی، کودکان کار و ... تحت دولت به‌اصطلاح معتدلِ روحانی نشان می‌داد که چگونه قرار است درهای جهنمی به نام ایران را به روی سرمایه‌های جهانی بیش از پیش بگشایند. متونی افشاگرانه که قوانین ضد زن مبتنی بر شریعت در ایران را افشا می‌کرد و به آیاتی از قرآن در مورد وضعیت زنان و ... اشاره داشت؛ و همچنین به وضعیت ملل تحت ستم و اعدام هم‌جنس‌گرایان و ... اشاره می‌کرد. هدف از این بخش این بود که با توهمی که امروزه از طرف مدیای جهانی گسترده می‌شود مقابله شود که گویا با روی کار آمدن دولت روحانی و تعامل با غرب وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ایران بهبود یافته و ایران «بهشت» کشف نشده‌ای برای سرمایه‌گذاری و توریسم است.

با فاصله‌ی کمی از این عکس‌ها و بسیار آگاهانه مجموعه­ی دیگری از عکس­ها قرار داشت که به جنایاتِ دولت­های امپریالیستی در گوشه و کنار جهان اشاره داشت و ترکیبی بود از عکس‌های جنایت‌کاران و جنایاتِ آن‌ها در اندونزی،‌ آلمان، فلسطین، کنگو، ترکیه و رواندا و ... تصاویر تکان‌دهنده‌ای از قتل‌عام­ها و سازش دول امپریالیستی با دیکتاتورهای طرف معامله­شان و فجایعی که سکوت رضایت‌مندانه‌ی دولت‌های امپریالیستی آن‌ها را مسکوت باقی گذارده اما هرکدام از آن‌ها سندی است که نشان می‌دهد که این جنایات بخشی از کارکرد ماشین دولتی در کشورهای مختلف و سیستم سرمایه‌داری حاکم برجهان است. چیدمان انترناسیونالیستی عکس­ها که ارتباط میان حلقه­های جنایت و ستم سیستم سرمایه­داری امپریالیستی در سرتاسر جهان را به‌خوبی نشان می­داد، حس هم سرنوشتی را در مخاطبان برمی­انگیخت.

در مقابلِ تلاش ما برای بازنمایی این اهداف، واکنش مردم بسیار متفاوت و عمدتاً پرشور و انرژی‌بخش بود. پخش موسیقی اعتراضی و انقلابی روحیه‌‌ی مبارزه در مقابل این فجایع را تقویت می‌کرد؛ و هم‌چنین بازپخش مکرر قطعه‌ای افشاگرانه به زبان انگلیسی که در آن از فتوای خمینی، اهداف جمهوری اسلامی، کار هیئت مرگ و دادگاه‌های چنددقیقه‌ای در سال ۶۷ پرده برمی‌داشت، بسیار تأثیرگذار بود؛ و مردم را وادار به توقف و توجه به تصاویر می‌نمود. مردم با تعجب و ناباوری درخواست می‌کردند که بیانیه‌ها را دریافت کنند و به همین دلیل در همان نیم ساعت اول تمام بیانیه‌های ما تمام شد و ما مجبور شدیم دوباره کپی کنیم و با وجود این که نیم ساعتی از این آکسیون هم باران بارید اما درنهایت در همین یک ساعت و نیم نزدیک به هزار بیانیه به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، عربی و فارسی پخش کردیم. رفقایی که مسئول پخش بیانیه بودند، دائماً در حال بحث با جمعیت به زبان‌های مختلف بودند. چون مردم از ملیت‌های مختلف توقف می‌کردند و سوالات متفاوتی داشتند. بسیاری از اروپایی‌ها از این که برای اولین بار با این موضوع رو به رو می‌شدند تعجب می‌کردند؛ و احتمالاً انتظار داشتند که چنین جنایتی توسط مدیای این کشورها منعکس شود؛ و ما با آوردن مثال‌های متعدد روشن می‌کردیم که چرا مدیای غرب هماهنگ با منافع غرب نسبت به این جنایات سکوت کرده است. بسیاری از عرب‌های ساکن بلژیک یا نسل دومی‌ها با تعجب و کنجکاوی مکث می‌کردند؛ و با دریافت نسخه‌ی عربی بیانیه بیشتر تعجب می‌کردند. بعضی هم معترضانه می‌گفتند مگر فقط جمهوری اسلامی جنایت کرده است؟! و ما پاسخ می‌دادیم نه! و به همین دلیل معتقدیم این یک سیستم جهانی است که در ایران شکل تئوکراسی دارد و با نشان دادن عکس‌هایی از جنایت بلژیک در کنگو و روآندا به تعجب آن‌ها افزوده می‌شد. می‌گفتند رابطه‌ی بین جنایات جمهوری اسلامی و کشورهای غربی برای‌شان ناروشن است ولی عمدتاً دیگر معترض نبودند و ما در حدی که صبر آن‌ها اجازه می‌داد، توضیح می‌دادیم. بعضی می‌گفتند چرا در مورد کردستان حرف نزده‌اید و رفیقی ضمن نشان دادن عکس‌های جنایات جمهوری اسلامی در سنندج سعی می‌کرد به زبان کردی اهداف این آکسیون را توضیح می‌داد. مردی سوری که می‌گفت خبرنگاری اهل دمشق است، گفت: چرا از سوریه حرفی نزدید؟ ما هم عکس خامنه‌ای و بشار اسد را نشان دادیم و توضیح دادیم که چرا ما فکر می‌کنیم افشاگری از جمهوری اسلامی و نقشه‌هایش در خاورمیانه و تلاش برای سرنگونی‌ جمهوری اسلامی از نظر ما بزرگ‌ترین همبستگی با مردم سوریه است. او ضمن نشان دادن عکس‌هایی از شهر سوخته و خونین‌اش روی موبایل، باز می‌پرسید: پس شما اسد را حمایت نمی‌کنید؟ و قطعاً پاسخ ما منفی بود. او هم راضی از پاسخ ما ولی با عصبانیت لگدی برعکس اسد در کنار خامنه‌ای فرود آورد و رفت. دختری بلژیکی که دو ماه پیش به ایران سفرکرده بود می‌گفت مردم ایران مهربان و مهمان‌نوازند اما نارضایتی از حکومت و اوضاع اصلاً قابل پوشاندن نیست. دختر دیگری که دو سال پیش به ایران سفرکرده بود، اصرار داشت که راه مؤثرتری برای این افشاگری بیابیم و آن‌ها را هم شریک کنیم، می‌گفت وقتی مجبور شده برای سفر به ایران حجاب بر سر کند احساس تزویر می‌کرده است. او در پاسخ به پیرمرد ۹۴ ساله‌ای که می‌گفت: بله بالاخره شما باید از دمکراسی در بلژیک استفاده کنید؛ گفت که خیلی هم به این دمکراسی مطمئن نباش و بحث بین‌شان در گرفت. زنی یهودی‌تبار که به عکس‌های آشویتش با دقت نگاه می‌کرد، گفت خیلی تمایل دارد با ما صحبت کند ولی چون از دوستانش عقب مانده فقط به دادن کمک مالی بسنده می‌کند. دو مرد که ابتدا بی‌توجه می‌گذشتند وقتی به جمله‌ی «در ایران همجنسگرایان اعدام می‌شوند!» رسیدند توقف کردند و دوباره برگشتند و این‌بار با دقت عکس‌ها و متن‌ها را نگاه کردند و بیانیه خواستند. کودک پنج شش‌ساله‌ای از مادرش می‌پرسید: این‌ها چه کسانی هستند؟ و مادر سعی می‌کرد به زبان ساده بگوید، کسانی هستند که به خاطر مقاومت کردن در مقابل زور کشته‌شده‌اند. استقبال طوری بود که حتی وقتی باران شدید باریدن گرفت بازهم کسانی برای دیدن عکس‌ها توقف می‌کردند. پیش از پایان برنامه هم بیانیه‌ی آکسیون و متن افشاگرانه‌مان را به زبان­های انگلیسی، فرانسه و عربی خواندیم که با استقبال حاضرین مواجه شد. خصوصاً وقتی‌که بیانیه به زبان عربی خوانده می‌شد، توجه عرب‌ها را برمی‌انگیخت که این‌ها چه کسانی هستند که به زبان عربی افشاگری می‌کنند. برای غیر عرب‌ها هم که با شنیدن زبان عربی به شکل خودکار انتظار داشتند با یک جمع اسلامی مواجه شوند، عجیب بود که ما چه می‌گوییم و کنجکاوتر به ما نزدیک می‌شدند.

اما باید اذعان کرد که همه‌ی برخوردها هم حمایت‌گرانه نبود. دختری ایرانی که با دوستش از آن محل می‌گذشت معترض بود که ما در حال تخریب «چهره‌ی ایران» هستیم و او هرسال به ایران سفر می‌کند و اصلاً چنین موضوعاتی وجود ندارد. او حتی حاضر نبود با ما حرف بزند و فقط فریاد می‌زد. مرد جوان افغانی هم هنگام عبور از کنار عکس‌ها روی عکس خامنه‌ای دست کشید و به نشانه‌ی احترام دستش را بوسید و به‌سرعت از ما دور شد. بعضی از زنان جوان محجبه با دوست فمینیست بلژیکی ما که در حال پخش کردن اطلاعیه‌های آکسیون بود وارد بحث می‌شدند و او را «نژادپرستِ بلوند» خطاب می‌کردند. در اواسط برنامه هم تعدادی دختر جوان که پوشش کامل اسلامی داشتند با اشاره به یکی از عکس­های ما با موضوع قوانینِ ضدزن اسلامی، درصدد ایجادِ تنش­ بودند. اشاره آن‌ها به عکسی بود که در مخالفت باحجاب اجباری ترجمه‌ی آیاتی از قرآن را به همراه داشت. ابتدا سعی کردیم توضیح دهیم که موضوع آکسیون چیست و ما دولت اسلامی را هدف قرار داده‌ایم و نه مسلمانان را و ... اما مطلقاً توجهی به بحث ما نداشتند و متقابلاً می‌گفتند شما حق ندارید در بلژیک از اسلام بدگویی کنید. به ما این‌جا بد نگاه می‌کنند. ما می‌گفتیم اما آن‌جا به خاطر اسلام نه‌تنها به ما بد نگاه می‌کنند، نه‌تنها دستگیر می‌شویم و شلاق می‌خوریم بلکه هزاران نفر را هم به‌حکم اسلام کشته‌اند. چرا ما باید سکوت کنیم؟! ولی آن‌ها درصدد محکوم کردنِ ما بودند و حتی ادعا داشتند که ایران یک نظام دموکراتیک دارد،‌ اسلام دینی دموکراتیک است و این ما هستیم که اسلام را نمی­شناسیم و خودمان آن را تفسیر کرده­ایم. این‌ها که نوشته‌ایم، احادیث هستند. وقتی گفتیم این‌ها کدام‌یک از آیات قرآن‌اند و حدیث نیستند. گفتند ایرانی‌ها شیعه هستند و اسلام را نمی‌فهمند و ... آن‌ها عصبی و ناراحت با دوستان‌شان تماس می‌گرفتند و بعد از چنددقیقه‌ای تعدادی دختر و پسر جوان مسلمان در محل جمع شده بودند و در مقابل بی‌اعتنایی ما به تنش‌های‌شان، با فحش‌های جنسیتی عصبانیت خود را تخلیه می‌کردند. درمجموع بحث با آن‌ها بی­ثمر بود و مثل بسیجی‌ها و فالانژهای اسلامی هیچ وظیفه‌ای جز تخریب اهداف ما و ایجاد تنش نمی‌دیدند، متقابلاً بعضی از بلژیکی‌ها هم سعی می‌کردند با به رخ کشیدن دمکراسی اروپایی (بخوانیم دمکراسی بورژوایی) آن‌ها را عقب بزنند و از ما می‌خواستند که این جوانان را به دست پلیس بسپاریم که مخالفت کردیم؛ اما می‌توان گفت درمجموع دو برخوردِ متفاوت را شاهد بودیم: اول از همه فضای ناآگاهی از عملکردِ بنیادگرایی اسلامی که به اسلام‌ستیزی و مسلمان‌هراسی دامن می­زد و عمدتاً در بینِ اروپاییان ناسیونالیست سفید و البته ایرانیانِ ناسیونالیست و ضدعرب برجسته است؛ و دیگری بازهم ناآگاهی توده­های مسلمان خصوصاً جوانان نسل دوم و سوم که برای مقابله با ستم­های تاریخی وارده بر نسل­های قبل و همچنین برخوردهای نژادپرستانه و نابرابر در کشورهای اروپایی به اسلام بنیادگرا پناه آورده و پرچم آن را بلند کرده­اند. برخورد هم‌زمان به این دوگانه‌ی مملو از ناآگاهی، تنفر و حس انتقام آسان نبود. هرچند ما توانستیم با افراد هر دو گروه برخوردی نسبتاً اقناعی را پیش ببریم، اما فضا آماده‌ی تشنج و برخوردهای انتقامی بود. ما با تمام توان سعی کردیم به مردم نشان دهیم که با هیچ‌یک از این دو قطب تاریخ‌مصرف گذشته (بنیادگرایی اسلامی و سرمایه‌داری امپریالیستی) سمت‌گیری نداریم اما تضادهای حاد درون مردم نشان داد که درکِ عمیق­تر از دو منسوخ سرمایه­داری امپریالیستی و بنیادگرایی اسلامی و اهمیت معرفی جایگزین برای چنین نظام دهشت‌باری چقدر اضطراری است. هرچند که این آکسیون روی موضوع اعدام در ساختار جمهوری اسلامی در طول حیاتش متمرکز بود اما نشان داد برای پایان دادن به این نظام سراسر دهشت و دادخواهی واقعی نیاز داریم که کلیت این نظام را افشا کرده و توده‌ها را برای نقش گرفتن در این مبارزه‌ی بزرگ تغییر دهیم.

در پایان باوجود تمام تنش‌ها و تضادها جمع کوچک ما با موفقیت محل را ترک کرد درحالی‌که همگی خودمان را برای برخوردهای جدی‌تر آتی آماده کرده و مصمم شدیم که این مبارزات را نه‌فقط برای یادمان و یادبود بلکه به‌عنوان بخشی از مبارزه‌مان جدی‌تر به‌پیش ببریم.